مهمى است . ما در اين اثر گزارشهاى فراوانى مىيابيم ، كه جامع التواريخ فاقد آنست . مورخان زمانهاى بعد ، بخصوص ميرخواند ، اغلب مطالبى را كه در تاريخ وصاف آورده شده است ، تكرار مىكنند . بديهى است ، كه تاريخها و گزارشهاى وى را دربارهء جشنها ( بخصوص در دورهء الجايتو را ابو سعيد كه وى در عصر آنان مىزيسته است ) نمىتوان به عنوان شاخص آداب و رسوم و فرهنگ عامهء زمان پذيرفت . اگرچه او مطالب خود را درست منظم نكرده است ، و تاريخهايى كه ذكر مىكند ، دقيق نيست ، اما بايد گفت كه قضاوت كلماناوآر (
Clement Huart
) دربارهء وى ناصحيح است « 1 » . وصاف از آنجا كه جوينى تاريخ خود را پايان داده است ، اثرش را آغاز مىكند ( اگرچه وى در يك فصل مخصوص شمهاى از وقايع زمانهاى پيشين را نيز گزارش مىدهد ) . تاريخ وصاف براى مطالعهء سرگذشت حكومتهاى محلى كه تحتنظر ايلخانان قرار داشت ، خصوصا براى فارس ، كرمان ، شبانكاره و جزاير خليج فارس ( هرمز و غيره ) مهمترين منبع است . تاريخ اختصاصى مناطق مختلف « 2 » حاوى مطالبى جز آنچه وصاف و نويسندگان آثار تاريخى بزرگ ديگر نقل كردهاند ، نيست .
در تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى « 3 » نيز گزارشهاى مربوط و ارزندهاى دربارهء حكومتهاى محلى تابع ايلخانان ديده مىشود . ما اطلاعات بسيارى را مديون اثر مختصر و روشن وى هستيم ، كه در منابع ديگر نمىتوان يافت « 4 » . دربارهء جزاير خليج فارس گذشته از آن آثار پدر و تيكسيرا « 5 » كه به زبان اسپانيايى ژان دوبارو « 6 »
هامش
( 1 ) -E I , IV 1228( 2 ) - رك فهرست منابع شمارههاى 30 - 27 . - اثر ابن بىبى كه در آن اطلاعات جامع و دست اولى دربارهء آسياى صغير مىتوان يافت ، از اين اصل كلى مستثنى است .
( 3 ) - فهرست منابع شمارهء 12 . -Barthold , Turk . 49 f .( 4 ) - از جمله نام مسنترين پسر وزير تاج الدين عليشاه . من به ظفرنامهء وى دسترسى نداشتم . رك :Storey II 82 ; E I , 905( 5 ) -Pedro teixeiraفهرست منابع شمارههاى 152 - 150
( 6 ) -Jean de Barrosفهرست منابع شمارههاى 154 و 156