در سال 699 ه . ق . بازگردد ، و به تحكيم برجوباروى شهر بپردازد . سالهاى بعد صرفنظر از شورشى كه به سال 701 ه . ق . در اسفزار شد ، به آرامش گذشت ، و فخر الدين توانست به تأسيس بنگاههاى خيريه و ترويج شعر بپردازد « 1 » .
چون فخر الدين حاضر نشد كه در سال 703 ه . ق . هنگام جلوس الجايتو به تخت سلطنت حاضر شود ، ايلخان دانشمند بهادر را به جنگ او فرستاد . در همين موقع شمس الدين دوم پدر فخر الدين در قلعهء خيصر ( سال 705 ه . ق . ) مرد . جنگ مغولان با هرات به درازا كشيد ، و در طول آن فخر الدين در 24 شعبان 707 مرد « 2 » .
پس از مرگ او برادرش علاء الدين بر خزانه دست يافت ، اما برادر ديگر غياث الدين كه نزد الجايتو رفته بود ، توانست پس از برقرارى آرامش ميان مغولان و حكومت هرات فرمانى در مورد فرمانروائى جنوب شرقى خراسان تا كنار رود سند از ايلخان دريافت دارد « 3 » . در سال 710 ه . ق . او را نيز نزد ايلخان به خيانت متهم كردند ، و غياث الدين ناگزير در دربار ايلخان به دفاع از خود پرداخت « 4 » . مغولان او را مدتى در دربار نگاهداشتند ، تا با شاكيان روبرو كنند . دو تن از پسران دانشمند بهادر از غيبت او استفاده كردند ، و در هرات شورش برپا نمودند . علاء الدين برادر غياث الدين در اين هنگام مرد ( 714 ه . ق . ) « 5 » .
غياث الدين در سال بعد ( 715 ه . ق . ) به شفاعت دوستانش نزد وزيران رشيد الدين و عليشاه ، كه از بىگناهى او اطمينان يافته بودند ، آزاد شد و پس از آنكه سوگند وفادارى نسبت به الجايتو ياد كرد ، او را با فرمان جديدى به هرات فرستادند « 6 » . غياث الدين در آنجا نصر الدين خيصرى را به جاى على نصرت به منصب قاضى القضاتى منصوب كرد « 7 » .
به اين ترتيب او خوشبختانه هنگاميكه يساور فرمانرواى ماوراء النهر ، پس از عقبنشينى
هامش
( 1 ) - سيفى هروى در دربار وى مىزيست .
( 2 ) - زمجى ج 487 - 479 .
( 3 ) - زمجى ج 488 .
( 4 ) - زمجى ج 490 .
( 5 ) - زمجى ج 491 .
( 6 ) - زمجى ج 492 ؛ ميرخواند ج 5 : 140 .
( 7 ) - زمجى ج 491 .