را اعلام كند « 1 » . معز الدين مدتى دراز سلطنت كرد و به سركوبى سرداران پرداخت . او همچنين در برابر فشار فرمانروايان ماوراء النهر مقاومت كرد ، و بالاخره توانست خود را كاملا از نفوذ آنان رها كند . معز الدين پس از آنكه فرستادهء تيمور را پذيرفت ، در سال 771 ه . ق . مرد « 2 » . پسر او غياث الدين پير على جانشين وى شد ، و تيمور در زمان سلطنت اين پادشاه ( 791 ه . ق . ) هرات را ويران كرد .
لرستان بزرگ
لرستان بر خلاف فارس « 3 » در سالهاى نخست حملهء مغولان به ايران صدمهء فراوان ديد « 4 » ، بهطوريكه شمس الدين آلپ ارغون بن هزار اسپ كه در سال 675 ه . ق . جانشين برادرش تكله - اين اتابك در فتح بغداد به دست هلاكو شركت داشته است - شده بود ، به زحمت كوشيد تا زخمهائى را كه به پيكرهء قلمروش وارد آمده بود ، التيام بخشد .
پسر وى يوسف شاه اول « 5 » كه به سال 673 ه . ق . جانشين او شد ، و اباقا نيز وى را تأييد كرد ، ظاهرا فرمانروائى مقتدر بود و براى بهبود وضع لرستان كوشش فراوان نموده است . ولى پسر وى هنگاميكه امور سلطنت را به دست گرفت ، نتوانست روش مسالمت - آميز پدرانش را با مغولان ادامه دهد . وى در جنگ ميان ارغون و احمد ، از احمد طرفدارى كرد ، اما پس از آنكه ارغون در سال 1284 م . بر تخت ايلخانى نشست ، ناگزير به اطاعت از وى شد ، و بىاشكال به او اجازهء بازگشت به وطنش را دادند « 6 » .
افراسياب اول فرزند وى در سال 687 ه . ق . به اتابكى لرستان رسيد ، و چون مىخواست قلمروش را گسترش دهد ، ميان او و مغولان به سختى نزاع درگرفت ، و همين
هامش
( 1 ) - زمجى ج 509 ؛ ابن بطوطه ج 2 : 124 ص ب ، ج 3 : 64 .
( 2 ) - زمجى ج 514 - 506 .
( 3 ) -Zambaur 234 ; Hammer I 70 - 72 , 161 - 163؛ اقبال ج 1 : 448 - 442 .
( 4 ) - ميرخواند / مورلى 63 - 61 .
( 5 ) - وصاف / بمبئى 249 ؛ مستوفى ج 1 : 541 ص ب .
( 6 ) - ر ك : قزوينى 2 : 308 .