سلطنت را به پسرش علاء الدين واگذار كرد و خود به قلعهء خيصر ( كه در 200 كيلومترى جنوب شرقى هرات واقع است ) رفت . اگرچه شمس الدين يكى از سرداران ياغى مغول را به ارغون تحويل داد ، اما طرفداران اين سردار توانستند ايلخان را به شمس الدين بدگمان كنند ، و او اوضاع را آنچنان وخيم ديد ، كه پسرش علاء الدين را نيز نزد خود به خيصر خواند و آنان در اين قلعه باقى ماندند « 1 » .
از آن پس به دست نيكوداريان ، كه در سيستان نيز مستقر بودند « 2 » ، در هرات بىنظمى كامل حكمفرما گرديد ، و غازان با توافق نوروز تصميم گرفت به وضع آن مناطق سروسامانى بخشد . شمس الدين همچنان در خيصر ماند « 3 » . نوروز به اين سبب بزرگترين پسر او فخر الدين را ، كه هفت سال در زندان پدر به سر برده بود ، به فرمانروائى منصوب كرد . شمس الدين دوم ناگزير وعده داد كه به فرمانرواى جديد زيانى نرساند .
فخر الدين توانست در جنگهاى متعدد به همراهى نوروز وفادارى خود را نسبت به مغولان به اثبات برساند « 4 » . اما پس از آنكه نوروز مورد خشم ايلخان واقع شد ، او را نيز دستگير كردند ، ولى وى توانست بگريزد و خود را به هرات رساند . چون نوروز نيز نزد او گريخت ، غازان دستور داد ، كه نوروز را به قتل برسانند ، و فخر الدين پس از مدتى تأمل تصميم به اطاعت از فرمان ايلخان گرفت ، و به اين ترتيب وضع او نزد ايلخان تا حدى بهبود يافت « 5 » . غازان بهعنوان قدردانى منشور تازهاى دربارهء ايالت او صادر كرد ، و قهستان را به قلمرو وى افزود « 6 » .
با اينهمه فخر الدين به خاطر روابطش با نيكوداريان ناگزير به جنگ با مغولان شد . او در سال 698 ه . ق . به سرزمين كوهستانى غور گريخت ، و هرات با پرداخت مبلغى هنگفت به الجايتو محاصرهء مغولان را شكست « 7 » . فخر الدين توانست بدينگونه
هامش
( 1 ) - زمجى ب 457 - 455 .
( 2 ) - تاريخ سيستان 408 .
( 3 ) - زمجى ب 456 ص ب .
( 4 ) - زمجى ج 475 - 473 .
( 5 ) - زمجى ج 476 ص ب .
( 6 ) - ميرخواند ج 5 : 118 .
( 7 ) - زمجى ج 477 ص ب .