پيش بانوى خود برگرد و همراه من به جنگ نيا كه وارد آتش شوى .
گويد : رفاعة بن ثعلبه بن ابى مالك از قول پدرش از جدش برايم نقل كرد كه مىگفته است : همراه زيد بن ثابت نشسته بوديم و دربارهء جنگ تبوك صحبت مىكرديم ، او گفت كه در آن جنگ پرچم قبيلهء مالك بن نجار را بر دوش مىكشيده است . من به او گفتم : اى ابو سعيد ، خيال مىكنى شمار مسلمانان در آن جنگ چند بوده است ؟ گفت : سى هزار نفر ، معمولا مردم پس از ظهر حركت مىكردند و مقدمه همچنان جو مىرفت در حالى كه ساقهء لشكر هنوز در همان محل بود ، و من از كسانى كه در ساقه بودند سؤال كردم گفتند ، هنگام غروب نوبت حركت ما مىرسيد و آخرين افراد رد سپيدهدم به منزل بعدى مىرسيدند و اين به واسطهء زيادى لشكر بود .
گويند ، تنى چند از مسلمانان به علت تأخير در تصميمگيرى بدون آنكه دربارهء پيامبر ( ص ) شك و ترديدى داشته باشند از همراهى با رسول خدا ( ص ) باز ماندند كه از جملهء ايشان كعب بن مالك بود و خودش در اين باره مىگفته است : جاى تعجب است كه من هيچگاه اين چنين توانايى و آسايشى نداشتم اما با وجود اين از شكرت در جنگ تبوك باز ماندم ، و با آنكه هيچگاه دو مركوب در اختيار من نبودم به هنگام جنگ تبوك دو مركوب داشتم . پيامبر ( ص ) آماده حركت مىشد و مردم هم همراه آن حضرت براى حركت آماده مىشدند . من هم براى آماده ساختن خود تلاش مىكردم ولى كارى انجام نمىدادم و مرتب با خود مىگفتم اين كار را مىتوانم رو به راه كنم ! اينچنين بر من گذشت تا اينكه پيامبر ( ص ) مردم را وادار به جديت بيشترى فرمود و خود آن حضرت و مسلمانان كاملا آماده شدند . پيامبر ( ص ) دوست مىداشت كه روز پنجشنبه حركت كند اما كارهاى من رو به راه نشد . گفتم يكى دو روز پس از حركت ايشان كارهايم را انجام مىدهم و به ايشان مىپيوندم ، ولى پس از رفتن آنها نه فردا و نه پس فردايش كارى نكردم و همچنين امروز و فردا شد تا آنها با شتاب دور شدند و فرصت از دست بشد . گفتم در عين حال راه بيفتم شايد به ايشان برسم و اى كاش اين كار را كرده بودم و نكردم ! چون از خانه بيرون مىآمدم و ميان مردم مىرفتم اندوهگين مىشدم چون مىديدم كه فقط منافقان و بهانهتراشان باقى ماندهاند .
پيامبر ( ص ) هم تا ورود به تبوك مرا به خاطر نياورده بودند و آنجا در حالى كه با مردم نشسته بوده فرموده است : كعب بن مالك چه كرد ؟ مردى از بنى سلمه به طعنه گفته بود : دو برد او و نگاه كردن به حواشى آن او را از سفر بازداشت ، و معاذ بن جبل گفته بود : بسيار بد گفتى ! به خدا سوگند اى رسول خدا ما در او جز خير و نيكى سراغ نداريم . آن مرد عبد الله بن انيس بود و گويند كسى كه پاسخ او را داده است ابو قتاده بوده است و در نظر ما معاذ بن جبل
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 759
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٥٩