آنها افكند و گفتند ، ما را يارا و توان جنگ با او نيست كه همهء عرب را سركوب كرده است ، و به نمايندگان گفتند ، پيش محمد برگرديد و هر چه مىخواهد به او بدهيد و با او صلح كنيد و پيش از آنكه سپاهى بفرستد يا خودش به طرف ما بيايد عهدنامه بنويسيد .
نمايندگان ثقيف همين كه ديدند مردم تسليم صلح شده و از پيامبر ( ص ) ترسيده و به اسلام راغب شدهاند و امنيت را بر ناامنى و خوف ترجيح مىدهند ، گفتند ، ما با او صلح كرديم و هر چه خواست داديم و او هم شرايطى را كه ما مىخواستيم پذيرفت ، و ما او را برترين و پرهيزگارترين مردم يافتيم و از همگان وفادارتر و راستگوتر و مهربانتر است . ضمنا ما از ويران ساختن لات خوددارى كرديم و نپذيرفتيم كه خودمان آن را ويران سازيم و او گفت :
« من كسى مىفرستم تا آن را ويران كند » .
گويد : در اين هنگام پيرمردى از ثقيف كه هنوز چيزى از شرك در دل او باقى مانده بود گفت : به خدا قسم اين موضوع وسيلهء شناخت حق و باطل ميان ما و او خواهد بود ، اگر بتواند لات را از بين ببرد معلوم مىشود او بر حق و ما بر باطليم و اگر بت از ويرانى خود جلوگيرى كند در آن صورت ما مىتوانيم بر شرك خود باقى بمانيم . عثمان بن عاص به او گفت : نفس تو ترا فريب مىدهد و به غرورت افكنده است ، الهه و بت چيست ؟ مگر مىفهمد چه كسى او را مىپرستد و چه كسى نمىپرستد ؟ همچنان كه بت عزّى نمىفهميد چه كسى او را پرستش مىكند و چه كسى نمىكند ، و خالد بن وليد به تنهايى آن را ويران ساخت . همينطور بتهاى اساف و نائله و هبل و منات و سواع را فقط يك نفر رفت و ويران ساخت ، آيا توانستند از خود دفاعى كنند ؟ مرد ثقفى گفت الههء لات شباهتى به اينها كه گفتى ندارد . عثمان گفت : به زودى خواهى ديد ! ابو سفيان و مغيرة بن شعبه دو يا سه روز در مدينه ماندند و سپس از مدينه بيرون آمدند .
ابو مليح بن عروه و قارب بن اسود هم كه در مدينه بودند مىخواستند همراه ابو سفيان و مغيره براى خراب كردن بت لات بروند . ابو مليح به پيامبر ( ص ) گفت : وقتى پدرم كشته شد وامى معادل دويست مثقال طلا بر گردن او بود ، اگر قبول فرماييد از زر و زيور بت لات اين وام را پرداخت كنيد . پيامبر ( ص ) فرمود : بسيار خوب . قارب بن اسود گفت : اى رسول خدا ، پدر من اسود بن مسعود هم كه مرده است وامى چون وام عروه دارد . پيامبر ( ص ) فرمود : اسود وقتى مرد كافر بود . قارب گفت : شما با توجه به خويشاوندى با او وامش را بپردازيد ، كه به هر حال وام او بر عهدهء من است و از من مطالبه مىشود . پيامبر ( ص ) فرمود : باشد آن را هم مىپردازم .
و وام عروه و اسود را از اموال بتكدهء لات پرداختند .
ابو سفيان و مغيره و همراهان براى خراب كردن لات حركت كردند . وقتى نزديك طائف
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 738
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٣٨