تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
رعايت حال ضعيف‌ترين آنها را بكن ، و وقتى كه خودت تنهايى نماز مىگزارى هرطور مىخواهى بخوان ! نمايندگان براى رفتن به طائف حركت كردند . همين كه نزديك ثقيف رسيدند ، عبد ياليل گفت : من مردم ثقيف را بهتر از همه مىشناسم ، موضوع صلح را از ايشان پنهان داريد و آنها را از جنگ و خونريزى بترسانيد و به آنها بگوييد ، محمد كارهاى بزرگى را از ما خواست كه ما نپذيرفتيم ، از ما خواست كه زنا و مىگسارى را حرام بدانيم و ربا را باطل كنيم و بتخانهء لات را ويران سازيم . هنگامى كه نمايندگان نزديك رسيدند ، مردم ثقيف به استقبال ايشان بيرون آمدند . نمايندگان نيز به آهستگى حركت كردند و شتران خود را قطار كرده و جامه‌هاى خود را بر خود پيچيدند و چهرهء غمگين و اندوهناك گرفتند . مردم هم كه ايشان را به آن حال ديدند متأثر شدند و به يك ديگر گفتند نمايندگان شما خبر خوشى نياورده‌اند ! رسم بر اين بود كه اشخاص هنگام ورود به ديدن بت لات مىرفتند . نمايندگان كه مسلمان بودند براى اينكه مورد سوء ظن قرار نگيرند همين كار را كردند ، ولى وضع آنها طورى بود كه ثقيفىها متوجه شده و گفتند ، گويى ايشان را ميل و رغبتى به زيارت لات نيست . آنگاه هر يك از نمايندگان به خانهء خود رفتند ، و بعضى از ايشان پيش مردم آمدند . مردم از آنها پرسيدند ، چه خبر آورده‌ايد ؟ نمايندگان قبلا از پيامبر ( ص ) اجازه گرفته بودند كه اگر لازم بدانند از آن حضرت بدگويى كنند و ايشان نيز اجازه فرموده بود . اين بود كه گفتند ، ما از پيش مردى تندخو و خشن برگشته‌ايم ، هر كار مىخواهد مىكند ، با شمشير پيروز شده و عرب را خوار و ذليل ساخته است ، و مردم هم در مقابل او تسليم شده‌اند ، و بسيارى از بزرگان از ترس در حصارهاى خود متحصن شده‌اند ، به هر حال مردم يا به رغبت يا از ترس شمشير با او همراهند . او كارهاى سختى را به ما پيشنهاد كرد كه ما آن را غير ممكن دانستيم و از قبول آن خوددارى كرديم . زنا و مىگسارى و ربا را بر ما حرام ساخت و دستور داد كه بايد بت لات و بتكده را ويران كنيم . ثقيفىها گفتند ، اين كار را هرگز انجام نخواهيم داد . نمايندگان هم گفتند ، به جان خودمان سوگند ما هم اين پيشنهادها را نپسنديديم و آن را بزرگ دانستيم و متوجه شديم كه نسبت به ما رعايت انصاف را نكرد . بنابر اين اسلحهء خود را آماده سازيد و حصار خودتان را مرمّت كنيد ، منجنيق و ارابه نصب كنيد و خوراك يكى دو سال خود را در حصار اندوخته كنيد ، اطراف حصار هم خندقى بكنيد و اين كار را با شتاب انجام دهيد كه اعتمادى نيست . به هر حال او نمىتواند بيشتر از دو سال شما را محاصره كند . ثقيفىها يكى دو روز ايستادگى كرده و تصميم به جنگ داشتند ، امّا خداوند ترس بر دلهاى
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 737 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)