تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
معلوم نشده است ، بعضى گفته‌اند چهل هزار ، يا بيشتر و كمتر از اين مقدار بوده است . چون رسول خدا ( ص ) به جعرّانه رسيد به بسر بن سفيان خزاعى دستور فرمودند تا به مكه برود و براى اسيران جامه تهيه كند ، و نوعى از بردهاى ناحيهء هجر خريدارى كند . و دستور فرمود تا پس از آن هيچيك از اسيران بدون لباس بيرون نيايد . بسر پارچه خريد و تمام اسيران را پوشاند . از پيامبر ( ص ) در مورد تقسيم زنان اسير اجازه خواستند . پيامبر ( ص ) قبلا به برخى از رجال مسلمان از زنان اسير بخشيده بود . عبد الرحمن بن عوف با زنى كه به او داده بودند بنا به قاعدهء رفتار با كنيزان نزديكى كرده بود ، پيامبر ( ص ) آن زن را در حنين به او داده بود . عبد الرحمن بن عوف او را به جعرّانه آورد و به زنان اسير ديگر ملحق ساخت ، و پس از اينكه يك مرتبه عادت ماهيانه شد با او نزديكى كرد . پيامبر ( ص ) به صفوان بن اميّه هم يك زن بخشيده بودند ، به على بن ابى طالب ( ع ) هم دوشيزه‌يى به نام ريطه دختر هلال بن حيّان بن عميره ، و به عثمان بن عفان هم دوشيزه‌يى به نام زينب دختر حيّان بن عمرو دادند . عثمان با او نزديكى كرد و آن زن از او خوشش نيامد ، على ( ع ) هرگز با كنيز خود نزديكى نكرده بود . به عمر بن خطاب هم دوشيزه‌يى دادند كه عمر او را به پسر خود عبد الله بن عمر بخشيد . او دوشيزه‌يى سخت زيبا و پاكيزه بود . ابن عمر او را به مكه پيش دائىهايش فرستاد كه از بنى جمح بودند تا كارهايش را رو به راه كنند و خودش براى طواف كعبه رفت . ابن عمر گويد : پس از طواف از مسجد بيرون آمدم و مىخواستم براى كاميابى پيش او بروم كه ديدم مردم نسبت به هم با خشونت صحبت مىكنند . گفتم : شما را چه مىشود ؟ گفتند ، رسول خدا زنان اسير و فرزندان هوازن را آزاد فرموده است . گويد : من گفتم آن دوشيزه هم در خاندان بنى جمح است ، برويد و او را با خود ببريد ! آنها نيز رفتند و او را با خود بردند . رسول خدا ( ص ) به جبير بن مطعم هم دوشيزه‌يى از اسيران هوازن داده بود كه جبير با او نزديكى نكرده بود ، و به طلحة بن عبيد الله نيز دوشيزه‌يى داده بود كه طلحه با او هم بستر شده بود ، و به سعد بن ابى وقّاص و ابو عبيدة بن جرّاح هم هر يك دوشيزه‌يى داده بود كه ابو عبيده هم بستر شده بود ، به زبير بن عوّام هم دوشيزه‌يى داده بودند . اين كارها در حنين صورت گرفته بود . چون پيامبر ( ص ) به جعرّانه رسيد آنجا توقف فرمود و منتظر ماند تا نمايندگان هوازن براى آزاد كردن زنان اسير بيايند . به همين جهت نخست اموال را تقسيم كرد ، و اوّل هم به كسانى كه مىخواست دلهاى آنها را نرم كند عطا فرمود .