تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
بخشيدند ، در خاندان بنى زهره به اسيد بن حارثه كه هم پيمان آنها بود صد شتر بخشيدند ، به علاء بن جاريه و به مخرمة بن نوفل هر كدام پنجاه شتر بخشيدند ، ولى من عبد الله بن جعفر را ديدم كه منكر اين بود كه مخرمة بن نوفل از اين غنايم چيزى گرفته باشد و مىگفت : از هيچ كس از بستگانم نشنيده‌ام كه بگويد چيزى به مخرمه داده شده است . در بنى مخزوم به حارث بن هشام صد شتر ، و به سعيد بن يربوع پنجاه شتر بخشيدند . در بنى جمح به صفوان بن اميّه صد شتر عطا فرمود . و هم گفته شده است كه او همراه پيامبر ( ص ) حركت مىكرد و غنايم را بررسى مىكردند . در اين موقع پيامبر ( ص ) از كنار دره‌يى عبور فرمود كه انباشته از گوسپند و شتر بود و چوپانان و ساربانها مواظب آنها بودند . صفوان خيلى تعجب كرده بود و به آنها مىنگريست . پيامبر ( ص ) فرمودند : از اين دره خوشت آمده است ؟ گفت : آرى . فرمود : درّه و آنچه در آن است از تو باشد . صفوان گفت : هيچ نفسى به اين كار رضايت نمىدهد مگر اينكه پيامبر باشد ، و گواهى مىدهم كه تو رسول خدايى . حضرت به قيس بن عدّى صد شتر و به عثمان بن وهب پنجاه شتر عطا فرمود . در بنى عامر بن لؤىّ به سهيل بن عمرو صد شتر و به حويطب بن عبد العزّى هم صد شتر و به هشام بن عمر پنجاه شتر عطا فرمود . ميان اعراب به اقرع بن حابس تميمى يكصد شتر ، به عيينة بن بدر فزارىّ هم صد شتر ، به مالك بن عوف هم صد شتر و به عباس بن مرداس سلمى چهار شتر بخشيدند . عباس بن مرداس در شعرى كه سروده است در اين مورد نسبت به رسول خدا ( ص ) اعتراض كرده است ، شعر او چنين است : به غنايمى رسيديم كه به واسطهء حملهء من بر دشمن در دشت فراهم شده بود ، من سپاهيان را تشويق مىكردم كه نگريزند و هنگامى كه مردم مىخوابيدند من نمىخوابيدم ، اكنون سهم من و سهم اسب من به مراتب كمتر از سهم عيينه و اقرع است ، به من چهار شتر كوچك به شمار چهار دست و پاى اسبم بخشيده شد ، من در جنگى كه در آن از قوم خود دفاع كرده بودم چندان عطايى داده نشدم ، و حال آنكه حصن و حابس ( پدران عيينه و اقرع ) از پدر من مرداس برتر نبودند ، و من مردى پست‌تر از آن دو نبودم و كسى را كه تو امروز خوار گردانى هرگز سرفراز نخواهد بود . ابو بكر اين اشعار او را براى پيامبر ( ص ) خواند . پيامبر ( ص ) به عباس بن مرداس فرمود تو گفته‌اى كه « سهم من و سهم اسبم كمتر از اقرع و عيينه است » ؟ ابو بكر گفت : پدر و مادرم فداى تو باد چنين نگفته است ! فرمود : چگونه گفته است ؟ گفت : گفته است « عيينه و اقرع » .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 720 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)