تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
فرمان را اطاعت كردند و به راه افتادند و پيامبر ( ص ) لبخند مىزد . گويد : همين كه مسلمانان حركت كردند و اندك شدند سعد بن عبيد بن اسيد بن عمرو بن علاج ثقفى از بالاى حصار بانگ برداشت : قبيلهء ما پايدارند . عيينة بن حصن گفت : آرى ، شما مردمى گرانمايه و بزرگواريد . عمرو بن عاص گفت : خدايت بكشد ، قومى مشرك را كه در قبال رسول خدا پايدارى كرده‌اند ستايش مىكنى ، و حال آنكه به خيال خودت براى يارى او آمده‌اى ؟ گفت : به خدا سوگند من با شما نيامده‌ام كه با ثقيف جنگ كنم ، بلكه مىخواستم اگر محمد طائف را بگشايد به كنيزى از ثقيف دست يابم و با او همبستر شوم تا شايد پسرى نصيبم گردد كه قوم ثقيف مردمى فرخنده‌اند . عمر اين گفتار عيينه را به عرض پيامبر ( ص ) رساند . حضرت لبخندى زده و فرمود : اين سالار احمق را رهايش كن . چون مسلمانان خواستند حركت كنند پيامبر ( ص ) فرمود : بگوييد « پروردگارى جز خداى يگانه نيست ، وعدهء خود را براستى بر آورد و بندهء خود را يارى كرد و احزاب را به تنهايى شكست داد » ، و چون به راه افتادند فرمود بگوييد : به خواست خدا بر مىگرديم ، خداى را پرستش و ستايش مىكنيم . چون رسول خدا از طائف كوچيد گفتند ، بر ثقيف نفرين فرماى . فرمود : خدايا ثقيف را هدايت فرماى و آنها را در زمرهء ما در آر !

اسامى كسانى كه در طائف شهيد شدند

از بنى اميّه : سعيد بن سعيد بن اميّه ، و عرفطة بن حباب بن حبيب بن عبد مناف بن سعد كه هم پيمان ايشان بود . از بنى اسد : يزيد بن زمعة بن اسود كه اسب او - به نام جناح ( بال ) - او را برداشت و نزديك حصار برد و او را كشتند . و هم گفته‌اند كه او به اهل طائف گفت : به من امان دهيد تا با شما صحبت كنم ، و نخست او را امان دادند ولى بعد با تير او را كشتند . از بنى تيم : عبد الله بن ابو بكر بن ابى قحافه كه تيرى به او خورد و همواره زخمى بود تا در مدينه پس از رحلت رسول خدا ( ص ) درگذشت . از بنى مخزوم : عبد الله بن ابى اميّة بن مغيره كه او را از حصار با تير زدند . از بنى عدىّ : عبد الله بن عامر بن ربيعهء عنزى كه هم پيمان ايشان بود . از بنى سهم : سائب بن حارث بن قيس و برادرش عبد الله بن حارث . از بنى سعد بن ليث : جليحة بن عبد الله بن محارب بن ضيحان بن ناشب بن سعد بن ليث . از انصار : ثابت بن جذع - نام جذع ثعلبه است - و حارث بن سهل بن ابى صعصعه ، و منذر بن عبد الله بن نوفل جمعا دوازده نفر .