شنيدم رسول خدا ( ص ) از كشتن تو نهى كردند ترا مىكشتم .
گويد : كلدة بن حنبل كه برادر مادرى صفوان بن اميّه و از سياهان مكه بود فرياد كشيد :
امروز جادو باطل شد و شكست خورد ! صفوان به او گفت : ساكت باش ، خدا دهانت را پر خاك كند ، اگر اربابى از قريش بر من حكومت كند برايم بهتر است تا ربابى از هوازن .
سهيل بن عمرو گفت : اين شكست را محمد و يارانش نمىتوانند جبران كنند ! عكرمه گفت : اين حرف درستى نيست ، كار در دست خداست و محمد را در آن دخالتى نيست ! بر فرض كه امروز موقتا بر او پيروز شوند فردا پيروزى نهايى از او خواهد بود . سهيل گفت :
هنوز از مخالفت تو با محمد چيزى نگذشته است ! عكرمه گفت : ما خيال مىكرديم خيلى عاقل هستيم ، و حال آنكه سنگهايى را مىپرستيديم كه نه سودى مىرساندند و نه زيانى .
عبد الله بن يزيد ، از يعقوب بن عتبه برايم نقل كرد كه : عثمان بن عبد الله همراه سواران و بردگان و آزاد كردههاى خود به نفع هوازن در آن جنگ حضور داشت و آنها با او كشته شدند .
از جمله كسانى كه همراه او كشته شد نوجوانى مسيحى بود كه ختنه نشده بود . طلحه كه لباسها و اسلحهء كشتهشدگان را بيرون مىآورد همين كه او را ديد كه ختنه نشده است فرياد كشيد و گفت : اى گروه انصار ، به خدا سوگند مىخورم كه قبيلهء ثقيف ختنه كرده نيستند ! مغيرة بن شعبه گويد : همين كه اين را شنيدم ترسيدم كه حيثيت ما ميان اعراب از بين برود ، لذا گفتم : طلحه ، پدر و مادرم فداى تو باد چنين مكن كه او غلامى مسيحى است ! و بعضى از كشتهشدگان ثقيف را برهنه كردم و به او نشان دادم و گفتم مىبينى كه ختنه شدهاند . و گفتهاند كه آن غلام مسيحى از ذو الخمار بوده است و چشمانى كبود داشته و در آن روز همراه ارباب خود كشته شده است . ابو طلحه كه كشتگان را برهنه مىساخته چون جامهء او را بيرون آورده متوجه مىشود كه غلام ختنه كرده نيست ، با صداى بلند انصار را فرا خواند و . ايشان آمدند .
ابو طلحه گفت : به خداى سوگند مىخورم كه ثقيف ختنه كرده نيستند ! چون اين سخن را مغيرة بن شعبه شنيد سخت ناراحت شد و گفت : اى ابو طلحه من اين موضوع را به تو نشان مىدهم كه چنان نيست ، و جسد عثمان بن عبد الله بن ربيعه را برهنه كرد و گفت : اين سرور و سالار ثقيف است و مىبينى كه ختنه شده است ، و سپس به سراغ جسد ذى الخمار كه ارباب همان برده بود رفت و او هم ختنه شده بود . مغيره گويد : از شنيدن حرف ابو طلحه سخت ناراحت شدم و ترسيدم كه اين موضوع ميان همهء اعراب معروف شود ، امّا مسلمانان متوجه شدند و دانستند كه او بردهيى نصرانى است .
كسى كه عثمان بن عبد الله را كشته بود ، عبد الله بن ابى اميّه است . چون اين خبر به اطلاع رسول خدا ( ص ) رسيد ، فرمود : خداوند عبد الله بن ابى اميّه را رحمت فرمايد ، و عثمان
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 695
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٦٩٥