عوف حمل مىكردند . ميان قبيلهء جهينه چهار پرچم بود ، يكى با رافع بن مكيث ، يكى با عبد الله بن يزيد ، يكى با ابو زرعة معبد بن خالد و ديگرى با سويد بن صخر . بنى اشجع دو پرچم داشتند ، يكى با نعيم بن مسعود ، و ديگرى با معقل بن سنان . در بنى سليم سه پرچم بود ، يكى با عبّاس بن مرداس ، يكى با خفاف بن ندبه و يكى با حجّاج بن علاط .
پيامبر ( ص ) همان روزى كه از مكه حركت كردند افراد قبيلهء سليم را به عنوان مقدمهء سواران اعزام فرمودند و خالد بن وليد هم همواره فرماندهء مقدمه بود تا وقتى كه رسول خدا ( ص ) به جعرّانه وارد شدند .
گويند ، رسول خدا ( ص ) با ياران خود سرازير شد و مقدمهء سپاه قبلا رفته بودند و آن حضرت در درهء حنين مشغول آماده ساختن لشكر بودند . پيامبر ( ص ) وارد يك پيچ درّه گرديد و آن درهيى پرپيچ و خم بود كه از آن راههاى مختلفى منشعب مىشد . پيامبر ( ص ) سوار بر قاطر سپيد خود موسوم به دلدل شده و دو زره و روپوش و كلاهخود پوشيده بود و صفوف را مورد بازديد قرار داد ، و بعضى از صفها پشت سر صفهاى ديگر بودند كه از پى يك ديگر در درّهء حنين سرازير شدند . پيامبر ( ص ) آنها را به جنگ تحريض و ترغيب فرمود و به ايشان مژده داد كه اگر صبر و پايدارى كنند و صداقت داشته باشند حتما پيروز خواهند شد . آنها در اواخر شب و پرتو سپيده دم حركت كردند و سرازير شدند .
انس بن مالك مىگفته است : چون به درّهء حنين رسيديم - كه از درّههاى منطقهء تهامه و داراى تنگهها و راههاى متعددى است - گروه زيادى از هوازن به ما برخوردند كه به خدا قسم هرگز چنان جمعيتى نديده بودم . آنها زنان و فرزندان و اموال و چهارپايان خود را هم همراه آورده بودند و صف كشيده و زنان خود را سوار بر شتر پشت صف مردان قرار داده و پس از آن شتر و گاو و گوسپند خود را قرار داده بودند كه به خيال خودشان كسى نتواند بگريزد . گويد :
چون اين را ديديم پنداشتيم كه همهء آنها سپاهى و مردان جنگى هستند ، و همين كه در پرتو سپيده دم ميان دره حركت كرديم ناگاه متوجه لشكرهاى دشمن شديم كه از تنگههاى درّه يك مرتبه و به صورت دسته جمعى بر ما حمله كردند . اولين سوارانى كه از ما گريختند و پشت به جنگ كردند ، سواران بنى سليم بودند و پس از ايشان مردم مكه گريختند و سپس عموم مسلمانان بدون اينكه به هيچ چيز توجه كنند رو به گريز نهادند . انس گويد : من مىشنيدم كه پيامبر ( ص ) ضمن توجه به راست و چپ خود خطاب به مسلمانان فرارى مىفرمود : اى ياران خدا و اى ياران رسول خدا ! من بنده و رسول خدايم و پايدار و شكيبا ايستادهام . گويد : سپس آن حضرت با حربهء خود پيشاپيش همه حمله كرد و سوگند به كسى كه او را به حق مبعوث فرموده است كه ما نه شمشيرى زديم و نه نيزهيى و با وجود آن خداوند متعال دشمن را هزيمت
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 685
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٦٨٥