تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
كرد - مانند سرزمين مردم جهينه و قضاعه - و چون به وادى القرى فرود آمد جاسوسى از بنى عذره به نام حريث اعزام داشت و او بر مركب خود سوار شد و شتابان ، پيشاپيش حركت كرد و خود را به ابنى رساند و آنجا را بررسى كرد و راه را هم مورد بازديد قرار داد و به سرعت برگشت و اسامه را در نقطه‌يى ديد كه دو شب با ابنى فاصله داشت . به او خبر داد كه مردم ابنى آسوده خاطرند و سپاهى هم جمع نكرده‌اند ، و به اسامه گفت تندتر حركت كند و پيش از آنكه آنها موفق به جمع سپاه شوند به آنها حمله كند . هشام بن عاصم ، از منذر بن جهم نقل كرد كه گفته است : بريده به اسامه گفت : اى ابو محمد ، من شاهد بودم كه پيامبر ( ص ) به پدرت سفارش مىفرمود تا آنها را به اسلام دعوت كند و اگر اطاعت كردند آزادشان بگذارد و اگر بخواهند مانند اعراب مسلمان زندگى كنند ، ولى سهمى از غنايم و فىء نخواهند داشت مگر اينكه همراه مسلمانان در جهاد شركت كنند ، و اگر به سرزمين‌هاى اسلامى كوچيدند و هجرت كردند براى آنها هم همان حكم مهاجرين اجراء خواهد شد . اسامه گفت : آرى ، اين وصيت رسول خدا به پدر من است ، اما پيامبر ( ص ) در آخرين ديدار به من امر فرمودند كه شتابان حركت كنم و حتى از اخبار پيشى بگيرم و بدون اينكه آنها را به اسلام دعوت كنم بر آنها غارت ببرم و آتش بزنم و خراب كنم . بريده گفت : فرمان رسول خدا را مىشنويم و اطاعت مىكنيم . و چون اسامه به ابْنَى رسيد به طورى كه آن را با چشم مىديد اصحاب خود را آماده ساخت و گفت : حملهء خود را متوجه غارت كنيد و خيلى در تعقيب دشمن پيش نرويد و پراكنده هم نشويد ، جمع باشيد و صداهاى خود را آرام كنيد و در دل خود به ياد خدا باشيد ، شمشيرها را برهنه و آماده داشته باشيد و هر كس جلو آمد او را بزنيد . اهالى ابنى متوجه نشدند ، نه سگى صدا كرد و نه كسى حركت كرد و ناگاه مسلمانان را ديدند كه حمله آوردند و شعار معروف خود را مىدادند كه ( يا منصور امت ) « اى نصرت داده شده بكش و بميران » اسامه هر كس را كه پايدارى كرد كشت و به هر كس كه دست يافت اسيرش كرد و محلّه‌ها و منازل و كشتزارهاى آنها و نخلستانهايشان را به آتش كشيد [ 1 ] و ستون‌هاى دود بلند شد و اسبها را در زمين‌هاى آنها به جولان در آورد ، در عين حال دشمن را تعقيب نكرد ، هر چه نزديك بود گرفتند و آن روز را براى ترتيب كار غنايم آنجا ماندند . اسامه سوار بر همان اسبى شده بود كه پدرش در جنگ مؤته در حالى كه سوار آن بود كشته
هامش
[ 1 ] متن ناخوانا بوده و از عيون الاثر ابن سيد الناس ، ج 2 ، ص 282 تصحيح شده است .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 858 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)