است « پروردگارى جز خداى يكتا نيست ، شريكى براى او نيست ، پادشاهى و ستايش او راست ، خير در دست اوست ، زنده مىكند و مىميراند ، و او بر هر كارى تواناست . » ابن ابى ذئب ، از صالح آزاد كردهء تومه ، از ابن عباس برايم نقل كرد كه گروهى در مورد اينكه پيامبر ( ص ) در روز عرفه روزه دارد يا نه به شك و اختلاف افتادند . ام الفضل گفت : اين موضوع را برايتان معلوم مىكنم ! و كاسهء بزرگ شيرى براى آن حضرت فرستاد و پيامبر ( ص ) همچنان كه خطبه ايراد مىكرد از آن نوشيد .
گويند ، پيامبر ( ص ) همچنان سوار بر مركب خود در عرفات ايستاده بود و دعا مىكرد تا خورشيد غروب كرد . در دورهء جاهلى هنوز خورشيد همچون عمامهء مردان بر بالاى كوهها بود كه مردم از عرفات حركت مىكردند . قريش مىپنداشتند رسول خدا هم همانطور رفتار خواهد كرد ، ولى پيامبر ( ص ) حركت خود را از عرفات تا هنگام غروب آفتاب به تأخير انداخت و رفتار پيامبر همواره چنين بود .
عبد الرحمن بن ابى الزّناد ، از پدرش ، از عروة بن زبير ، از اسامة بن زيد نقل كرد كه : در مورد كيفيت حركت رسول خدا در غروب عرفه از او پرسيدند و او گفت : نسبتا سريع و تند مىرفتند و چون به زمينهاى فراختر مىرسيدند سريعتر مىراندند .
ابراهيم بن يزيد ، از عمرو بن دينار ، از طاوس ، از ابن عباس نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) خطاب به مردم فرمود : آرام و با طمأنينه و سكون حركت كنيد و افراد قوى مواظب اشخاص ضعيف و ناتوان باشند .
معمر ، از ابن طاوس ، از پدرش ، برايم نقل كرد كه : ناقهء پيامبر ( ص ) در هيچ موردى از حركت عرفات به مشعر و مشعر به منى با تاخت و تاز حركت نكرد تا آنكه پيامبر ( ص ) رمى جمره فرمود .
محمد بن مسلم جهنى ، از عييم بن جبير بن كليب جهنى ، از پدرش ، از جدش نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر ( ص ) را ديدم كه از عرفات به مشعر آمد . در مشعر آتش افروخته بودند و رسول خدا ( ص ) به طرف آن حركت فرمود و نزديك آن فرود آمد .
اسحاق بن عبد الله بن خارجه ، از پدرش نقل كرد كه : چون سليمان بن عبد الملك به حج آمد و آتش افروختهء مشعر را ديد ، از خارجه پرسيد اى ابو يزيد اين آتش از چه هنگامى در اينجا روشن مىشده است ؟ و او گفته است : قريش در دورهء جاهلى آن را روشن مىكرده و از منطقهء حرم به عرفات نمىرفتهاند [ مگر اينكه ] مىگفتهاند : ما اهل خداييم ! حسّان بن ثابت كه با تنى چند از خويشاوندان من در حج دورهء جاهلى شركت كرده بودند مىگفتند كه اين آتش
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 845
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٤٥