تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
( قبا ) است كه پيامبر فرمود : با دست خود آن را ساختم و جبرئيل قبلهء آن را با اشاره به ما فهماند . و گويند مراد از مطهرين مردانى بودند كه با آب پس از قضاى حاجت خود را مىشستند كه عويم بن ساعده هم از آنهاست . و منظور از پاره شدن دل‌ها مرگ است . و هم گفته‌اند منظور از بنيان ، بنيان مسجد نيست بلكه بنيان خود آدمى و اشاره به دو پاى انسان است . ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى من بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ 9 : 113 - روانيست و سزا نيست مر پيامبر و مؤمنان را كه آمرزش خواهند مشركان را و اگر چه خويشان باشند ايشان را از بعد آنكه پديد آمدشان كه ايشان دوزخيانند . [ 1 ] گويد : چون ابو طالب مرد ، پيامبر ( ص ) براى او طلب آمرزش كرد و مىفرمود : براى تو هميشه آمرزش مىخواهم مگر نهى شوم ! و مسلمانان هم براى خويشاوندان مشرك خود استغفار مىكردند تا آنكه اين آيه نازل شد . [ 2 ] وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيّاهُ فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوّاهٌ حَلِيمٌ ، وَ ما كانَ الله لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ إِنَّ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 9 : 114 - 115 - و نبود آمرزش خواستن ابراهيم مر پدر را مگر از جهت وعده‌يى كه كرده بود به ايمان مر پسر را ، چون پديد آمد وى را كه او دشمن خداست بيزارى خواست از وى و بود ابراهيم خداى ترس و بسيار بردبار ، خدا بعد از آنكه قومى را هدايت كرد ديگر گمراه نكند تا براى آنها آنچه را كه بايد بپرهيزند روشن سازد كه خدا به همه چيز داناست . [ 3 ] گفته‌اند منظور از كلمهء ( اوّاه ) بسيار دعا كننده است . لَقَدْ تابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ في ساعَةِ الْعُسْرَةِ من بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ 9 : 117 - خداى تعالى توبهء رسول و مهاجران و انصارى را كه در ساعت سختى از او پيروى كردند پذيرفت با آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از ايشان بلغزد ، باز لطف فرمود و از لغزشهايشان درگذشت كه او دربارهء ايشان مهربان و بخشاينده است . [ 4 ] در اين مورد ابو خيثمة مىگويد كه چگونه نفس من مرا به تخلف از پيامبر وامىداشت ، به واسطهء گرماى شديد و دور و دراز بودن سفر و در عين حال موفق به شركت در جنگ و بيرون
هامش
[ 1 ] سورهء 9 ، آيهء 113 . [ 2 ] موضوع ايمان و شرك جناب ابو طالب از دير باز مورد اختلاف علماى اهل سنت و شيعه است ، به احتمال قريب به يقين معاويه و دار و دسته‌اش در بيان شرك ابو طالب رضى الله عنه ، اصرار و پافشارى داشته‌اند ، لطفا براى اطلاع از منابع و مآخذ و اقوال مختلف مراجعه شود به كتاب سودمند ابو طالب مؤمن قريش تأليف ، عبد الله الخنيزى . [ 3 ] سورهء 9 ، آيات 114 و 115 . [ 4 ] سورهء 9 ، آيهء 117 .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 822 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)