را برايم نقل كردند .
گفتند ، پيش از آنكه سورهء « براءة » نازل شود پيامبر ( ص ) با گروهى از مشركان پيمانى بسته بود . آنگاه ابو بكر را به سمت امير الحاج منصوب كرد و ابو بكر رضى الله عنه ، همراه سيصد نفر از مدينه بيرون رفت . پيامبر ( ص ) بيست شتر بزرگ را كه شخصا به گردن آنها قلاده بسته بود و با دست خود به سمت راست آنها علامت گذارى فرموده بود براى قربانى همراه او كرد [ 1 ] و ناجية بن جندب اسلمى را براى مواظبت از شتران اعزام فرمود .
ابو بكر هم پنج شتر تنومند براى قربانى همراه خود برداشت . عبد الرحمن بن عوف هم در آن سال به حج رفت و شترانى براى قربانى برد و گروهى از توانگران هم حج گزاردند .
ابو بكر از ذى الحليفه محرم شد و در حالى كه تلبيه مىگفت حركت كرد و چون به منطقهء عرج رسيد سحرگاه بانگ ناقهء قصواى رسول خدا را شنيد و با تعجب گفت : اين صداى ناقهء قصواى رسول خداست و چون نگاه كرد على بن ابى طالب عليه السلام را سوار بر آن ديد .
گفت : آيا رسول خدا ( ص ) ترا به فرماندهى حج منصوب فرموده است ؟ على ( ع ) فرمودند :
نه ، ولى مرا فرستاده است تا سورهء « براءة » را براى مردم بخوانم و لغو پيمانها را اعلان كنم .
پيامبر ( ص ) به ابو بكر دستور فرموده بود كه در آن حج بر خلاف مشركان رفتار كند و روز عرفه را در عرفات وقوف كند و در مشعر توقف نكند و از عرفات تا پيش از غروب آفتاب حركت نكند و از مشعر هم پيش از طلوع آفتاب حركت كند .
ابو بكر حركت كرد تا به مكه رسيد نيت حجّ افراد داشت . بعد از ظهر روز هفتم براى مردم خطبهيى ايراد كرد ، و روز ترويه ( هشتم ذى حجه ) هنگام ظهر هفت مرتبه طواف كرد و از در بنى شيبه سوار شد و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح روز بعد را در منى گزارد ، و تا آفتاب بر كوه ثبير طلوع نكرده بود حركت نكرد و بعد به راه افتاد و در نمره [ 2 ] فرود آمد و در خيمهيى مويين اقامت كرد . هنگام ظهر سوار بر مركوب خود شد و در بطن عرنه خطبه ايراد كرد و شتر خود را خواباند و نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه گزارد . آنگاه سوار بر مركوب خود شد و در محل هضاب كه مسجد عرفات است وقوف كرد . پس از غروب آفتاب حركت كرد و با ملايمت راه را پيمود و چون به مشعر رسيد نزديك آتشى كه در محل مسجد مشعر بر افروخته بودند فرود آمد . پس از طلوع سپيده دم نماز صبح را گزارد و همچنان آنجا وقوف كرد تا هوا كاملا روشن شد و به هنگام وقوف به مردم مىگفت : صبر كنيد تا هوا كاملا
هامش
[ 1 ] براى اينكه شتران قربانى مشخص باشند به گردن آنها قلادهيى مىبستند كه اين قلاده معمولا جوراب يا نعلينى بود كه در آن نماز گزارده باشند و هم با خون ، علامتى بر شتر مىگذاشتند . - م .
[ 2 ] نمره ، نام محلى در عرفات است ( معجم البلدان ، ج 8 ، ص 317 ) .