همه پيروز خواهد شد . و آنها از او اطاعت كردند و در جنگ شركت نجستند .
دريد بن الصّمّه همراه بنى جشم به يارى هوازن آمد . او در آن هنگام يكصد و شصت سال عمر داشت و پير مردى سخت فرتوت بود ، و از او فقط براى فرخندگى و شناسايى به فنون جنگ استفاده مىشد كه پيرى سخت آزموده بود ، ولى در آن هنگام كور هم شده بود و اكثريت مردم ثقيف و هوازن از مالك بن عوف نصرى اطاعت مىكردند .
همين كه مالك تصميم گرفت كه مردم را به جنگ رسول خدا ( ص ) ببرد دستور داد تا همگى همراه با زنان و فرزندان و اموال خود حاضر شوند . پس در منطقهء اوطاس [ 1 ] جمع شدند و همانجا اردو زدند و از هر سو نيروهاى امدادى براى ايشان مىرسيد .
دريد بن الصّمّه در آن روز بر هودجى روى شترى بود كه او را مىكشيدند . چون از شتر فرود آمد دست خود را بر زمين كشيد و گفت : در كدام صحرا هستيد ؟ گفتند ، در اوطاس هستيم . گفت : بسيار صحراى خوبى است ، نه سنگستان است و نه پر خاك ، اسبها به خوبى مىتوانند خيز بردارند . آنگاه پرسيد : چرا صداى شتران و بانگ خران و بع بع گوسپندان و آواى گاوان را همراه گريهء بچههاى خردسال مىشنوم ؟ گفتند ، مالك زنان و فرزندان و اموال مردم را هم همراه آورده است . دريد گفت : آيا از بنى كلاب بن ربيعه كسى همراه شما هست ؟
گفتند ، نه . گفت : آيا از بنى كعب بن ربيعه كسى همراه شما هست ؟ گفتند ، نه . گفت : از بنى هلال بن عامر كسى همراه شما هست ؟ گفتند ، نه . گفت : اگر در اين كار خيرى بود شما از آنها پيشى نمىگرفتيد ، و اگر اين كار مايهء عزت و شرف بود آنها از حضور در آن خوددارى نمىكردند ، اكنون هم سخن مرا بشنويد و اطاعت كنيد ، اى گروه هوازن برگرديد و همان كارى را بكنيد كه ايشان كردهاند ! امّا آنها نپذيرفتند . دريد گفت : چه كسى از نام آوران خودتان همراهتان آمدهاند ؟ گفتند ، عمرو بن عامر و عوف بن عامر . گفت : اينها دو كودك خردسالند كه نه زيانى مىرسانند و نه سودى مىبخشند . سپس گفت : مالك كجاست ؟ گفتند ، اين مالك است . دريد او را فراخواند و گفت : اى مالك تو مىخواهى با مردى بزرگوار بجنگى ، تو سالار قوم خود شدهاى و امروز روزى است كه براى روزهاى بعد سخت مؤثر است ، اى مالك ، چرا من صداى شتر و خر و گاو و گوسپند را همراه گريهء كودكان مىشنوم ؟ مالك گفت :
مردم را همراه اموال و زنان و فرزندانشان آوردهام . دريد پرسيد : چرا ؟ مالك گفت : زن و فرزند و اموال هر مرد را پشت سرش قرار مىدهم كه از آنها دفاع كند . گويد : دريد دست بر هم زد و
هامش
[ 1 ] نام صحرايى از سرزمينهاى قبيلهء هوازن است كه جنگ حنين در آن صورت گرفته است ( به نقل از حواشى سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 80 ) . - م .