به يك بار به حرب روند ، [ 1 ] ما جنگجويان ايشان بوديم و آنها نشستگان ما بودند . سوگند به كسى كه جان من در دست اوست دعاى ايشان در نابودى دشمن از سلاح ما مؤثرتر بود . [ 2 ] مسلمانان شروع به فروش اسلحهء خود كردند و گفتند ، جهاد تمام شد ! و دولتمندان شروع به خريدن اسلحهء ايشان كردند كه قدرت خريد داشتند . چون اين خبر به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد آنها را از اين خريد و فروش منع كرد و فرمود : همواره و تا به هنگام خروج دجّال گروهى از امت من در راه حق جهاد كنند ! گويند ، چند شبى از شوال باقى مانده بود كه عبد الله بن ابىّ بيمار شد و در ذى قعده مرد و مدت بيمارى او بيست شب طول كشيد . پيامبر ( ص ) در آن مدت از او عيادت مىفرمود :
روزى كه مرگش فرا رسيد در آن روز هم پيامبر ( ص ) به ديدارش آمد و او در شرف مرگ بود .
پيامبر ( ص ) فرمود : ترا از دوست داشتن يهود نهى كردم . عبد الله بن ابىّ گفت : سعد بن زراره كه يهود را دشمن مىداشت هم سودى نبرد . سپس گفت : اى رسول خدا ، امروز روز عتاب نيست كه اين مرگ است ، چون مردم در مراسم غسل من شركت فرماى و پيراهنت را هم به من ببخش تا در آن كفنم كنند . پيامبر ( ص ) پيراهن رويى خود را به او دادند - و دو پيراهن بر تن داشتند . ابن ابىّ گفت : پيراهن زير را كه با پوست بدن شما تماس داشته است به من بدهيد . رسول خدا ( ص ) چنان فرمود . سپس ابن ابىّ گفت : بر من نماز بگزار و برايم طلب آمرزش كن .
گويد : جابر بن عبد الله بر خلاف اين مىگفت . او مىگفت : رسول خدا ( ص ) پس از مرگ عبد الله بن ابىّ كنار گور او آمد ( پيش از آنكه خاك ريخته و گور را پوشانده باشند ) و دستور فرمود او را از گور بيرون آوردند و چهرهاش را گشودند و از آب دهان خود بر چهره او ماليد و او را روى دو زانوى خود تكيه داد و پيراهن خويش را به او پوشاند ، و آن حضرت دو پيراهن بر تن داشت و پيراهنى را كه به بدنش چسبيده بود به او پوشاند . روايت اول در نظر ما صحيحتر است كه رسول خدا به هنگام غسل و كفن كردن او حضور داشتهاند و چون جنازهء او را به محلى كه جنازهها را براى نماز مىبردند بردند ، پيامبر ( ص ) براى نماز خواندن بر او جلو
هامش
[ 1 ] سورهء 9 ، بخشى از آيهء 122 .
[ 2 ] از جمله مسلمانانى كه به فرمان صريح و مكرر حضرت رسول اكرم در جنگ تبوك شركت نكرده است ، حضرت امير المؤمنين على عليه السلام است ، و براى اين بنده جاى تعجب است كه چگونه واقدى اين مطلب را تا كنون تذكر نداده است ، براى اطلاع مراجعه شود به سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 163 و به كتب حديث منزلت كه پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود : منزلت تو در نظر من چون منزلت هارون در نظر موسى ( ع ) است ، مثلًا به جلد اول فضائل الخمسه ، ج 1 ، ص 299 تا 318 كه مأخذ اين حديث از كتب اهل سنّت به تفصيل آمده است . - م .