تهجد مىفرمود آن شب هم براى نماز شب برخاست و چون سپيده دميد دو ركعت نافله گزارد .
سپس بلال اذان گفت و پيامبر با مردم نماز صبح را گزارد و كنار خيمهء خود برگشت و نشست و ما هم گرد ايشان نشستيم . پيامبر ( ص ) ده نفر از مؤمنان را فرا خواند و فرمود : ميل داريد صبحانه بخوريد ؟ عرباض گويد : من با خود مىگفتم چه غذايى ؟ پيامبر ( ص ) به بلال فرمود خرما را بياور و باز دست خود را روى بشقاب گذاشت و فرمود : به نام خدا بخوريد ! و ما شروع به خوردن كرديم و سوگند به كسى كه او را به حق مبعوث فرموده است تمام ده نفر سير شديم و همه از غذا خوردن دست كشيديم و آن هفت دانه خرما همچنان بر جاى بود . پيامبر ( ص ) فرمود : اگر اين نبود كه از خداى خود شرم مىكنم تا هنگام ورود به مدينه همچنان از اين خرما مىخورديم و همگى سير مىشديم . در اين هنگام پسركى از اهل شهر آمد و رسول خدا آن خرماها را به دست خويش به او داد و پسرك شروع به مكيدن و خوردن آنها كرد .
چون پيامبر ( ص ) از تبوك حركت فرمود مردم گرفتار كمبود شديد مواد خوراكى شدند و پيامبر ( ص ) همچنان به راه ادامه مىداد تا اينكه مردم پيش او آمدند و اجازه خواستند تا مركوبهاى خود را بكشند و بخورند و پيامبر اجازه فرمود . عمر بن خطاب مردم را در حال كشتن شتران ديد و ايشان را فرمان داد تا از كشتن خوددارى كنند و پيش پيامبر كه در خيمهء خود بود رفت و گفت : آيا شما اجازه دادهايد كه مردم مركوبهاى خود را بكشند و بخورند ؟ پيامبر ( ص ) فرمود به من از شدت گرسنگى شكايت كردند و من اجازه دادم كه هر گروه يكى دو شتر بكشند و بر شتران باقى مانده به نوبت سوار شوند و آنها به سوى شهر و ديار خود حركت مىكنند . عمر گفت : اى رسول خدا ديگر اجازه نفرماييد ، كه اگر مركوب مردم برايشان باقى بماند بهتر است مخصوصا كه مركوبها سخت لاغر و ناتوانند ، باقى ماندهء خوراكيهاى مردم را جمع فرماى و دعا كن كه خداوند بركت دهد همچنان كه هنگام بازگشت ما از حديبيه كه دچار كمبود غذا شده بوديم دعا فرموديد و خداى عزّ و جل دعاى ترا مستجاب مىفرمايد . در اين هنگام منادى رسول خدا اعلان فرمود : هر كس باقى ماندهء خوراك خود را بياورد و دستور داده شد تا سفرهايى بگسترند . مردى يك كيلو آرد يا سويق يا خرما مىآورد و ديگرى مشتى آرد و خرما و سويق يا تكه نانى . هر يك از اين اشياء را جداگانه مىگذاشتند و همهء آنها كم و اندك بود و تمام آرد و سويق و خرمايى كه آورده بودند تقريبا شانزده رطل بود . آنگاه پيامبر ( ص ) برخاست و وضو گرفت و دو ركعت نماز گزارد و دعا كرد تا خداوند عزّ و جل به آن بركت دهد .
چهار نفر از اصحاب پيامبر ( ص ) ، هر چهار نفر مطلبى را نقل مىكردند كه خود حضور داشته و آن را ديده بودند . ابو هريره ، ابو حميد ساعدى ، ابو زرعه جهنىّ كه همان معبد بن
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 790
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٩٠