تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
عبد الله بن عمرو مزنى و سالم بن عمير عمرى . رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ 9 : 93 - خوشنود شدند و رضا دادند كه با زنان و كودكان باشند . منظور جدّ بن قيس است . وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ من الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ 9 : 101 - و از آنها كه بر گرداگرد شمايند از اعراب منافقانند . منظور گروهى از رجال عرب همچون عيينة بن حصن و همراهان اويند كه به اصحاب پيامبر ( ص ) چنان وانمود مىكردند كه با ايشان هستند و به قوم خود چنان وانمود مىكردند كه با آنها همراهند . وَ السّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ من الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ 9 : 100 - و آن ياران اول از مهاجران و انصار . [ 1 ] منظور گروهى هستند كه به هر دو قبله نماز گزارده‌اند .

غزوهء اكيدر بن عبد الملك ، در دومة الجندل در رجب سال نهم ، كه در ده ميلى مدينه است

گويد : ابن ابى حبيبه از قول داود بن حصين ، از عكرمه ، از ابن عباس رضى الله عنه ، و محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتاده ، و معاذ بن محمد از اسحق بن عبد الله بن ابى طلحه ، و اسماعيل بن ابراهيم از موسى بن عقبه ، هر يك بخشى از اخبار مربوط به اين جنگ را براى من نقل كردند و عمدهء مطالب آن را ابن ابى حبيبه نقل كرد . گويند ، رسول خدا ( ص ) خالد بن وليد را از تبوك همراه چهار صد و بيست سوار به جنگ اكيدر بن عبد الملك روانه فرمود كه در دومة الجندل بود - اكيدر ، از قبيلهء كنده و نصرانى بود و بر ايشان پادشاهى مىكرد . خالد بن وليد گفت : اى رسول خدا ، من با اين عدهء اندك چگونه مىتوانم تا وسط سرزمينهاى قبيلهء كلب بروم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : تو او را در حال شكار گاو وحشى خواهى ديد و او را خواهى گرفت . گويد : خالد بيرون رفت و در شبى مهتابى و تابستانى نزديك حصار اكيدر رسيد به طورى كه مىتوانست او را ببيند . اكيدر همراه زن خود رباب دختر انيف بن عامر كه از قبيلهء كنده بود به خاطر گرما بالاى حصار نشسته بود و كنيزش برايش آوازخوانى مىكرد و سپس شراب خواست و آشاميد . در اين هنگام گاوى وحشى خود را به در حصار رساند و با شاخ خود به آن كوبيد . زن اكيدر نزديك لبهء بام آمد و گاو را ديد و به شوهر خود گفت : حيوانى به اين چاقى و پرگوشتى تا امشب نديده بودم ! آيا تو چنين جانورى ديده‌اى ؟ اكيدر گفت : نه ، هرگز ! زن گفت : ممكن است كسى اين صيد را رها كند ؟ اكيدر گفت : نه هيچكس آن را رها نمىكند ، به
هامش
[ 1 ] همهء اين آيات از سورهء توبه است و اين مبحث بعدا مفصل‌تر خواهد آمد .