تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
گويد : هرقل مردى از غسّان را به حضور پيامبر ( ص ) فرستاده بود كه صفات و علامات آن حضرت را ببيند ، به سرخى مخصوص ميان دو چشم آن حضرت و به مهر نبوت كه ميان كتف اوست نگاه كند ، و بررسى كند كه آن حضرت صدقه نمىپذيرد . او اطلاعات ديگرى از احوال پيامبر ( ص ) كسب كرد و شنيد و پيش هرقل برگشت و موضوع را براى او نقل كرد . هرقل شروع به دعوت قوم خود براى تصديق رسول خدا كرد ولى آنها نپذيرفتند به طورى كه هرقل از ايشان نسبت به پادشاهى خود ترسيد ولى همچنان در جاى خود ( شهر حمص ) باقى ماند و حركت نكرد . معلوم شد خبرى كه به رسول خدا ( ص ) در مورد اعزام نيرو از طرف هرقل به مناطق پايين شام و حركت او داده‌اند باطل بوده است ، و هرقل نه چنين خيالى داشته و نه اهتمامى در آن مورد ورزيده است . پيامبر ( ص ) در مورد پيشروى با اصحاب خود مشورت فرمود و عمر بن خطاب رضى الله عنه گفت : اگر مأمور به حركت هستى حركت كن ! رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر مأمور مىبودم در آن با شما مشورت نمىكردم ! گفت : اى رسول خدا روميان را سپاههاى فراوانى است و در سرزمين آنها حتى يك مسلمان هم نيست ، و تا اين جا كه مىبينى به آنها نزديك شده‌اى و اين نزديك شدن تو آنها را ترسانده است ، اگر صلاح بدانى امسال را برگرديم تا بعد ببينى چه مىشود ، شايد بهم خداوند در اين باره فرمانى بدهد . گويند ، در تبوك باد شديدى وزيد و پيامبر ( ص ) فرمود : اين به مناسبت مرگ منافقى است كه نفاق او بسيار بزرگ بوده است . گويد : چون به مدينه باز آمدند ، ديدند يكى از منافقان بزرگ مرده است . گويد : در تبوك براى رسول خدا ( ص ) پنير آوردند و گفتند ، اين خوراكى است كه ايرانىها آن را تهيه كرده‌اند و مىترسيم كه در آن گوشت مردار باشد . پيامبر ( ص ) فرمود : نام خدا را بر زبان آوريد و كارد بر آن نهيد ( تقسيم كنيد و بخوريد ) . گويد : مردى از قضاعه اسبى به پيامبر ( ص ) اهداء كرد و رسول خدا ( ص ) آن را به مردى از انصار داد و دستور فرمود كه تنگ او را طورى ببندد كه حيوان به راحتى شيهه بكشد كه رسول خدا ( ص ) به آن صدا انس داشت . چون به مدينه رسيدند صداى شيههء اسب خاموش شد . پيامبر ( ص ) از صاحبش علت آن را پرسيدند ، گفت : خايه‌هايش را كشيدم . پيامبر ( ص ) فرمودند : بر موهاى جلوى پيشانى اسب تا روز قيامت خير و نيكى بسته است ، نسل آن را زياد كنيد و با صداى شيهه‌اش به مشركان افتخار كنيد ، كاكل اسب چون پشم و كرك اوست و دم او وسيلهء راندن حشرات است ، و سوگند به كسى كه جان من در دست اوست شهيدان در روز قيامت در حالى كه شمشيرهايشان بر دوششان است محشور مىشوند و بر هيچيك از پيامبران