تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
پرهيزگارى است ، و بهتر اديان دين ابراهيم عليه السلام است و برترين سنت‌ها سنت‌هاى محمد است ، و بهترين گفتار ذكر خداوند است ، و نيكوترين قصه‌ها قرآن است ، و بهترين كارها كار خوش فرجام است ، و بدترين كارها بدعت‌هاست ، نيكوترين رهنمودها ، رهنمود پيامبران و بهترين كشته شدن كشته شدن شهيدان است ، كورترين گمراهىها گمراهى بعد از هدايت است ، گزينهء كارها كارى است كه سودمند باشد و گزينهء رهنمودها رهنمودى است كه از آن پيروى شود ، بدترين كورىها كوردلى است ، و دست بخشنده بهتر از دست گيرنده است ، آنچه اندك و بسنده باشد بهتر از آن چيزى است كه افزون و بيهوده باشد ، بدترين كار پوزش خواهى هنگام فرا رسيدن مرگ است و بدترين پشيمانىها پشيمانى روز قيامت است ، بعضى از مردم به جمعه نمىآيند مگر از روى بى ميلى ، و برخى از ايشان خدا را به زبان نمىآورند مگر با كلمات زشت و ناپسند ، از بدترين خطاها سخن دروغ و زبان دروغ پرداز است ، بهترين غناها بىنيازى و غناى نفس است ، و بهترين زاد و توشه تقوى است ، و سر حكمت ترس از خداست ، بهترين چيزى كه به قلب وارد شود يقين است ، و شك و دودلى از كفر است ، و نوحه و زارى كردن از اعمال جاهلى است ، و خيانت از آتش‌زنه‌هاى جهنم است ، مستى پرده‌يى از آتش است ، و شعر از ابليس است ، و شراب سرچشمهء گناه است ، و زنان دامهاى شيطانند ، و جوانى شعبه‌يى از جنون است ، بدترين كسبها ربا خوارى و بدترين وسيلهء نان خوردن مال يتيم است ، و سعادتمند كسى است كه از ديگرى پند گيرد ، و بدبخت كسى است كه در شكم مادرش بدبخت باشد ، و هر يك از شما سرانجام در چهار ذراع زمين مىرود ، و ملاك ارزش كارها سرانجام آنهاست ، و رباخوارى سود دروغ است ، آنچه خواهد آمد نزديك است ، دشنام مؤمن كار زشت ، و كشتن مؤمن كفر ، و غيبت او از معاصى خداست ، حرمت مال مؤمن همچون حرمت خون اوست ، هر كس به خدا حكم كند او را تكذيب كرده است ، هر كس عفو كند خدا او را عفو مىكند ، و هر كس خشم خود را فرو خورد خداوند او را پناه مىدهد ، و هر كس در مصيبت شكيبا باشد خداوند به او عوض مىدهد ، و هر كس رياكار باشد خداوند عيوب او را به گوش همه مىرساند ، و هر كس صبر كند خداوند به او دو برابر پاداش مىدهد ، و هر كس خدا را عصيان كند خدا او را عذاب مىكند ، خدايا مرا و امتم را بيامرز ، خدايا مرا و امتم را بيامرز ، از خدا براى خود و شما طلب آمرزش مىكنم . مردى از بنى عذره كه نامش عدى بود مىگفت : در تبوك پيش رسول خدا ( ص ) آمدم و ديدم كه بر ناقهء سرخى سوار است و ميان مردم حركت مىكند و مىفرمايد : اى مردم ، دست خدا بالاى دست بخشنده ، و دست بخشنده در وسط ، و دست گيرنده در زير است . اى مردم ، به قناعت بكوشيد حتى در جمع كردن هيزم ! و سه مرتبه فرمود : خدايا ، آيا تبليغ كردم ؟ من