تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
آنها را بكشيم ، تو زن هستى و اگر هم محمد بر ما چيره شود زنها را نخواهد كشت . او دلش نمىخواست كه زنش اسير شود ، و مىخواست كه او را در مقابل اين كار بكشند . اين زن در حصار زبير بن باطا بود ، و با خود آن سنگ بزرگ را به بالاى دژ برد . بسيارى از اوقات مسلمانان در سايهء آن دژ مىنشستند . نباته سنگ را رها كرد و همين كه مردم او را ديدند از پاى ديوار جستند ، ولى سنگ به خلّاد بن سويد خورد و سرش را به شدت مجروح كرد و خلّاد مرد . از آن به بعد مسلمانان ديگر پاى حصار نمىنشستند . روزى كه پيامبر ( ص ) دستور دادند كه بنى قريظه كشته شوند ، نباته پيش عايشه همسر پيامبر ( ص ) آمد و در حالى كه از صميم دل مىخنديد گفت : عجب ، همهء سران و گزيدگان بنى قريظه كشته مىشوند ! در همين موقع شنيده شد كه نباته را صدا مىزنند . نباته گفت : مرا صدا مىكنند . عايشه از او پرسيد : چكارت دارند ؟ گفت : همسرم مرا بكشتن داد . نباته زنى شيرين گفتار بود . عايشه به او گفت : چگونه شوهرت تو را به كشتن داد ؟ گفت : من در حصار زبير بن باطا بودم ، شوهرم دستور داد سنگى بر سر يكى از اصحاب محمد زدم ، و او از آن ضربه مرد ، و اكنون به قصاص او كشته مىشوم . و پيامبر ( ص ) دستور فرمود كه آن زن را ، به قصاص خلّاد بن سويد كشتند . عايشه گويد : خوش نفسى نباته ، و فراوانى خنده‌هاى او را فراموش نمىكنم . او با آنكه مىدانست كشته مىشود قهقهه مىزد . و همو مىگويد : بنى قريظه را در سراسر آن روز مىكشتند و شب در كنار مشعلهاى افروخته به كشتارشان ادامه دادند . ابراهيم بن ثمامه ، از قول مسور بن رفاعه ، از محمد بن كعب قرظى برايم نقل كرد كه مىگفت : بنى قريظه را تا هنگام غروب سرخى روز مىكشتند ، و سپس لاشه‌ها را خندقها انداخته و رويش خاك ريختند . در مورد پسران نوجوان كه در بلوغ ايشان شك مىكردند ، زير شكمش را نگاه مىكردند ، اگر موى رسته بود كشته مىشد ، و اگر موى نرسته بود ، جزو زنان و بچه‌هاى اسير شمرده مىشد . عبد الرحمن بن عبد العزيز ، از قول عبد الله بن ابى بكر بن حزم برايم نقل كرد كه : عدد يهوديانى كه كشته شدند ششصد نفر بودند ، غير از عمرو بن سعد كه طناب او پيدا شد و خودش نبود . واقدى مىگويد : آنچه ثابت است بيرون آمدن عمرو بن سعدى از حصار است . موسى بن عبيده از محمد بن منكدر نقل مىكند : شمار ايشان ميان ششصد و هفتصد نفر است . و ابن عباس رحمه الله مىگويد : شمار ايشان هفتصد و پنجاه نفر بوده است . گويند ، زنان بنى قريظه هنگامى كه به خانهء رمله دختر حارث و خانهء اسامه منتقل شدند ،