شنيده شد . پيامبر ( ص ) فرمود : اين صداى كفشهاى ابن سعيّه است كه مىآيد تا به من مژدهء اسلام ريحانه را بدهد . ابن سعيّه آمد و گفت : اى رسول خدا ، ريحانه مسلمان شد ! و پيامبر شاد شدند .
عبد الملك بن سليمان ، با اسناد خود از ايوب بن بشير معاوى برايم نقل كرد : پيامبر ( ص ) ريحانه را به خانه سلمى دختر قيس ( امّ منذر ) فرستادند ، و همانجا بود تا يك مرتبه حيض شد ، و چون پاك شد امّ منذر به حضور پيامبر ( ص ) آمد و خبر داد . پيامبر ( ص ) به منزل امّ منذر پيش ريحانه آمدند ، و به او فرمودند : اگر مىخواهى آزادت مىسازم و با تو ازدواج مىكنم ، و اگر مىخواهى در ملك من باشى باش .
ريحانه گفت : اى رسول خدا ، براى من و شما راحتتر است كه من در ملك شما باشم ، و او همچنان در ملك پيامبر بود تا مرد .
ابن ابى ذئب به من گفت : از زهرى در مورد ريحانه پرسيدم گفت : كنيز رسول خدا بود و پيامبر ( ص ) او را آزاد كردند ، و با او ازدواج كردند ، و آن زن ميان اهل خود هم هميشه حجاب داشت و پوشيده بود ، و مىگفت : پس از رسول خدا ( ص ) هيچ كس نبايد مرا ببيند . و اين در نظر ما صحيحتر است . همسر ريحانه پيش از رسول خدا ( ص ) مردى بنام حكم بود .
تقسيم و فروش غنايم
گويند : چون غنايم را جمع كردند ، پيامبر ( ص ) دستور فرمودند كالاها را به هر كس كه مىخواهد ، بفروشند . همچنين اسرا را فروختند و نخلهاى خرما را تقسيم كردند .
براى بنى عبد الاشهل ، ظفر ، حارثه و بنى معاويه كه همگى از نسل نبيت [ 1 ] بودند يك سهم منظور شد . براى بنى عمرو بن عوف و ديگر افراد قبيلهء اوس نيز يك سهم منظور شد . براى بنى نجّار ، مازن ، مالك ، ذبيان و عدىّ سهمى منظور گرديد . و براى سلمه ، زريق و بلحارث بن خزرج هم سهمى منظور شد . مجموع اسبها هم سى و شش اسب بود . اولين بارى كه براى هر اسب دو سهم منظور شد . مجموع اسبها هم سى و شش اسب بود . اولين بارى كه براى هر اسب دو سهم منظور داشتند ، در جنگ مريسيع بود ، و سپس در جنگ بنى قريظه هم همانطور عمل شد . براى هر اسب دو سهم ، و براى صاحب آن يك سهم ، و براى هر پياده يك سهم منظور گرديد . پيامبر ( ص ) سهم خلّاد بن سويد را كه پاى ديوار حصار كشته شده بود ، و سهم ابى سنان بن محصن را كه در جنگ شركت كرده و مرده بود ، نيز منظور فرمودند . مسلمانان جمعا
هامش
[ 1 ] نبيت ، عمرو بن مالك بن اوس است ( جمهره انساب العرب ، ص 332 ) .