تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
كه خداوند بر آنها چه كرد ، و پيش از آن هم بنو قينقاع بن به حكم و فرمان ما دادند . كعب گفت : اى پسر حضير حالا از آمدنت مرا مىترسانى ؟ همانا سوگند به تورات ، كه پدرت مرا در جنگ بعاث ديده است ، اگر ما نمىبوديم خزرجىها او را از اين سرزمين بيرون كرده بودند . وانگهى به خدا قسم شما تاكنون به گروهى برخورد نكرده‌ايد كه آداب جنگ را بداند و خوب از عهدهء آن بر آيد ، ما هستيم كه به خوبى از عهدهء جنگ با شما بر مىآييم . آنگاه كعب و ديگر يهوديان نسبت به پيامبر ( ص ) ، و مسلمانان زشت‌ترين دشنامها را دادند و به سعد بن عباده نيز چندان ناسزا گفتند كه او را خشمگين كردند . سعد بن معاذ به سعد بن عباده گفت : رهايشان كن . ما براى اين كار و بگو مگو نيامده‌ايم ، كار ميان ما سخت‌تر از ناسزا گفتن به يك ديگر است ، و شمشير حكم فرما خواهد بود . كسى كه سعد بن عباده را ناسزا داده بود ، نبّاش بن قيس بود كه به او گفت : فلان مادرت را بايد دندان بگيرى ! و سعد بن عباده از اين ناسزا سخت خشمگين گرديد . سعد بن معاذ به آنها گفت : من بر آن روز شما مىترسم كه همچون روز بنى نضير باشد . غزّال بن سموئيل به او گفت : فلان پدرت را بخور ! سعد بن معاذ گفت : اگر سخن ديگرى گفته بودى پسنديده‌تر از اين بود . گويد : آنها پيش پيامبر ( ص ) برگشتند ، و چون به حضور آن حضرت رسيدند سعد بن عباده گفت : « عضل و قاره » و دو همراه او هم سكوت كردند و منظور سعد بن عباده از گفتن نام اين دو قبيله مكر ايشان نسبت به خبيب و اصحاب رجيع بود . آنگاه نشستند . پيامبر ( ص ) تكبير فرمود و گفت : اى مسلمانان مژده باد شما را به يارى و كمك خدا ، اين خبر ميان مسلمانان منتشر شد و متوجه پيمان شكنى بنى قريظه گرديدند ، و ترس و بيم مسلمانان فزونى يافت و كار بر ايشان سخت و دشوار شد . گويند : در اثر اين امر نفاق رونق گرفت ، و مردم سست شدند ، و گرفتارى بزرگ شد ، و ترس و بيم شدت يافت ، مخصوصا نسبت به زنها و بچه‌ها . وضع مسلمانان چنان بود كه خداوند تعالى مىفرمايد : إِذْ جاؤُكُمْ من فَوْقِكُمْ وَ من أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللّهِ الظُّنُونَا 33 : 10 - [ 1 ] - چون آمدند سوى شما از زبر سو و فرو سوى شما و چون از جاى برفت چشمها و رسيد دل‌ها به حلق‌ها و گمان مىبرديد به خداى تعالى هر گونه گمان‌ها پيامبر ( ص ) و مسلمانان رويا روى دشمن بودند و نمىتوانستند از جاى خود حركت كنند ، و
هامش
[ 1 ] سورهء 33 ، آيهء 10 .