كشته شود خانوادهاش مختار خواهد بود كه قاتل را بكشند يا ديه بگيرند . » گويند ، هنگامى كه عمرو بن سعيد بن عاص در مكه قصد جنگ با عبد الله بن زبير را داشت ، ابو شريح پيش او آمد و اين گفتار رسول خدا ( ص ) را بيان كرد و گفت : پيامبر ( ص ) به ما امر فرمود تا حاضران ، اين مطلب را به كسانى كه نبودهاند برسانند ، من آنجا حاضر بودم ، و تو غايب بودى ، و من آنچه را رسول خدا ( ص ) امر فرموده بود ، به تو ابلاغ كردم . عمرو بن سعيد بن عاص گفت : اى پيرمرد برو ، ما از تو به حرمت مكه واردتريم ، اين مطلب دربارهء ستمگر و كسى كه بيعت شكسته و كسى كه خونريزى كند رعايت نمىشود . ابو شريح گفت : من دستور پيامبر ( ص ) را ابلاغ كردم و به تو رساندم ، حالا خودت مىدانى .
واقدى گويد : عبد الله بن نافع از پدرش نقل مىكرد كه : چون اين عمل ابو شريح را براى ابن عمر نقل كردند ، گفت : خدا ابو شريح را رحمت كند ، آنچه را كه بر عهدهاش بود انجام داد .
من هم مىدانم كه پيامبر ( ص ) روزى كه بنى خزاعه آن مرد هذلى را كشتند مطالبى فرموده است كه حفظ ندارم ، همين قدر از مردم شنيدم كه مىگفتند ، رسول خدا ( ص ) فرموده است ، خونبهاى او را پرداخت خواهم كرد .
عمرو بن عمير بن عبد الملك بن عبيد ، از جويريه دختر حصين ، از عمران بن حصين نقل كرد كه : خراش بن اميه ، جنيدب بن ادلع را پس از آنكه پيامبر ( ص ) از كشتار منع فرموده بود كشت . و پيامبر ( ص ) فرمودند : اگر قرار بود مسلمان را براى كشتن كافر بكشم حتما خراش بن اميّه را مىكشتم . سپس به بنى خزاعه دستور فرمود خونبهاى او را از مال خود بيرون بياورند و بپردازند ، و خزاعه چنان كردند . عمران بن حصين مىگويد : گويى هم اكنون گوسپندان سپيد را مىبينم كه بنى مدلج آنها را آورده بودند . آنها در جاهليت ديه را به صورت گوسپند مىپرداختند و اسلام موضوع خونبها را تشديد كرد ، و اين نخستين كشته بود كه رسول خدا ( ص ) در اسلام مقرر فرمود تا خونبهايش پرداخت شود .
واقدى گويد : ابن ابى الزّناد ، از عبد الرحمن بن حرمله ، از ابن مسيّب نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) به بنى كعب دستور فرمود كه خونبهاى مقتول را صد شتر پرداخت كنند .
چون ظهر فرا رسيد پيامبر ( ص ) به بلال دستور فرمود تا بالاى كعبه اذان بگويد . سران قريش نيز به بالاى كوهها پناهنده شده بودند يا از ترس اينكه كشته نشوند خود را پنهان كرده بودند . گروهى از ايشان در صدد امان گرفتن بودند و گروهى را هم امان داده بودند . همين كه بلال با صداى بسيار بلند به گفتن « اشهد ان محمد رسول الله » رسيد ، جويريه دختر ابو جهل گفت : به جان خودم سوگند كه خداوند نام محمد را بر افراشت ! به هر حال نماز مىگزاريم ولى به خدا
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٦٤٦