تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
احمر بأسا در اين جمع باشد فايده‌اى ندارد و راهى براى پيروزى باقى نمىماند ، ضمنا صداى خرناس او مخفى نمىماند ، بگذاريد گوش دهم . و چون گوش داد محل او را شناخت و به جانب او حركت كرد و او را ديد كه خواب است شمشير را روى سينه احمر بأسا گذاشت و فشرد و او را كشت ، سپس به قبيله حمله كردند . افراد قبيله فرياد كشيدند و احمر را صدا زدند ولى پاسخى نشنيدند چون احمر كشته شده بود . افراد قبيلهء هذيل هر كارى كه خواستند كردند و برگشتند . بعد هم مردم سرگرم مسئلهء اسلام شدند . يك روز پس از فتح مكه ، جنيدب بن ادلع به مكه آمد و مردم همه در امان بودند . جنيدب بن ادلع ايستاده بود و مىنگريست كه ناگاه جندب بن اعجم اسلمى بيرون آمد و مردم را عليه او تحريك كرد . اولين نفرى را كه ديد خراش بن اميّهء كعبى بود و موضوع را به او گفت . خراش شمشير خود را برداشت و به سراغ جنيدب بن ادلع رفت . مردم دور او جمع بودند و او دربارهء چگونگى كشتن احمر بأسا صحبت مىكرد . همانطور كه مردم ايستاده بودند خراش بن اميه با شمشير آمد و به مردم گفت : از اطراف اين مرد پراكنده شويد ! مردم گمان كردند او مىخواهد ايشان را از اطراف جنيدب پراكنده كند و چون مردم پراكنده شدند ، خراش بن اميه با شمشير به جنيدب حمله كرد و شكم او را دريد . جنيدب به يكى از ديوارهاى مكه تكيه داد و در حالى كه چشمانش مىدرخشيد و روده‌هايش بيرون ريخته بود ، گفت : اى گروه خزاعه كار خود را كرديد ! و اندكى بعد به زمين افتاد و مرد . چون خبر قتل او به پيامبر ( ص ) رسيد براى ايراد خطبه برخاست و خطبه‌اى ايراد فرمود . و اين خطبه در بعد از ظهر فرداى فتح مكه بود و ضمن آن رسول خدا ( ص ) چنين فرمود : « اى مردم ، خداوند متعال از هنگام آفرينش آسمانها و زمين ، و از روز آفرينش خورشيد و ماه ، از هنگامى كه اين دو كوه را آفريد ، سرزمين مكه را حرمت بخشيد و تا روز قيامت همچنان خواهد بود . براى هيچ كس كه به خدا و روز قيامت مؤمن باشد ، جايز نيست كه در آن خونريزى كند ، يا حتى درختى را ريشه كن سازد ، اين موضوع براى هيچ كس پيش از من حلال نبوده و براى هيچ كس پس از من هم حلال نيست ، براى من هم جز يك ساعت حلال نبوده است و پس از آن به همان حرمت خود برگشته است ، اين موضوع را حاضران شما به غايبان برسانند . و اگر كسى گفت : پس چگونه رسول خدا در مكه جنگ كرد ؟ بگوييد خداوند اين موضوع را براى رسول خود حلال فرمود و براى شما حلال نفرموده است . اى گروه خزاعه ، از قتل و كشتار دست برداريد ، به خدا قسم كشتار زياد شده است و اگر سودى داشته باشد كافى است ، و حال آنكه اين كشته را بيهوده كشتيد . به خدا سوگند من خونبهاى او را مىپردازم ! پس از اين هر كس