تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
آنها صحبت كرد و ايشان نپذيرفتند ، لذا خالد دستور حمله داد و بر ايشان حمله برديم . آنها حتى به اندازهء دوشيدن يك ناقه هم مقاومت نكردند و روى به گريز نهادند ، و خالد ما را از تعقيب ايشان منع كرد . من همچنان كه شمشير مىزدم آهنگ مردى كردم و يك ضربه به او زدم و او خود را ميان افراد خزاعه رساند و برابرم به زمين افتاد و چون پرسيدم : كيست ؟ گفتند ، مردى از قبيلهء حيا است كه همپيمانان خزاعه‌اند . خداى را شكر و ثنا كردم كه او را كه از بنى خزاعه بود نكشتم . گويند ، ابو احمد عبد الله بن جحش بر در مسجد ايستاد و همچنان كه سوار بر شتر نر خود بود ، چون پيامبر ( ص ) از خطبهء خود فارغ شدند ، بانگ برداشت و فرياد كشيد : اى بنى عبد مناف شما را به خدا سوگند مىدهم كه رعايت پيمان مرا بكنيد ، اى بنى عبد مناف شما را به خدا سوگند مىدهم كه مواظب خانهء من باشيد ! رسول خدا ( ص ) عثمان بن عفّان را خواست و با او درگوشى چيزى فرمود . عثمان هم پيش ابو احمد رفت و در گوش او چيزى گفت كه ابو احمد از شتر خويش پايين آمد و همراه مسلمانان نشست و تا ابو احمد زنده بود شنيده نشد كه آن موضوع را بگويد . پس از مرگ رسول خدا ( ص ) از عثمان پرسيدند در روز فتح مكه پيامبر ( ص ) به تو چه فرمود كه به ابو احمد بگويى ؟ عثمان گفت : در زندگى رسول خدا ( ص ) آن را نگفتم ، انتظار داريد كه بعد از وفات او بگويم ؟ ابو احمد براى جنگ با بنى اميه پيمان بسته بود ، و مطّلب بن اسود هم او را دعوت كرده بود كه با او همپيمان شود و گفته بود ، خون من براى حفظ خون تو و مال من براى حفظ مال توست ! ولى او با بنى اميّه همپيمان شده و در اين مورد اين دو بيت را سروده بود : اى بنى اميه ، آيا شايسته است كه من در ميان شما خوار و زبون گردم ، و حال آنكه من همچون فرزند و همپيمان دههء اول ذى حجهء شما هستم ، كس ديگرى غير از شما مرا به همپيمان شدن با خود دعوت كرد و نپذيرفتم ، و شما را براى پيشامدهاى دشوار روزگار اندوخته كردم . معمولا اين پيمانها در دههء اول ذى حجه بسته مىشد . كسانى كه پيمان مىبستند ، ايستاده با يك ديگر دست مىدادند ، همانطور كه خريدار و فروشنده دست در دست يك ديگر مىگذارند و صيغهء معامله را مىخوانند ، و معمولا قبل از روز دهم اين كار را انجام مىدادند . ابو سفيان خانهء او را به ابن علقمهء عامرى به چهار صد دينار فروخته بود . صد دينار نقد و بقيهء آن به اقساط . بعضى از افراد خانوادهء ابى احمد برايم نقل كردند كه پيامبر ( ص ) به ابى احمد فرمود : در عوض اين خانهء تو ، خانه‌اى برايت در بهشت خواهد بود .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 642 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)