تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
ملاقات بنى سليم با رسول خدا ( ص ) در قديد ، خالد بن وليد پيشاهنگ سپاه رسول خدا ( ص ) بود و پيامبر در مر الظّهران همراه بنى سليم فرود آمد . شعيب بن طلحة بن عبد الله بن عبد الرحمن بن ابى بكر ، از قول پدرش برايم نقل كرد كه : بنى سليم نهصد نفر بودند كه همگى سوار بر اسب و با نيزه و زره بودند . آنها پرچمها و بيرقهاى خود را پيچيده بودند و هيچ پرچم افراشته‌اى نداشتند و به پيامبر ( ص ) گفتند ، پرچم ما را بر افراز و به هر كس كه صلاح مىدانيد لطف كنيد . پيامبر ( ص ) فرمود : پرچمتان را همان كسى حمل كند كه در جاهليت حمل مىكرد ! آن جوان زيبارو و خوش گفتارى كه همراه نمايندگان شما آمده بود چه شد ؟ گفتند : تازگيها درگذشت . عكرمة بن فرّوخ ، از معاوية بن جاهمة بن عباس بن مرداس سلمىّ برايم نقل كرد كه عباس گفته است : من عيينه را ديدم كه از ناحيهء مشلّل در حالى كه سلاح چنگ كامل بر تن داشت پايين آمد ، ما هم همگى غرق در آهن بوديم و اسبها جنب و جوش داشتند و مىخواستند دهانهء خود را آزاد كنند . ما در برابر رسول خدا ( ص ) صف كشيديم و ابو بكر و عمر هم كنار آن حضرت ايستاده بودند . عيينه از پشت سر پيامبر ( ص ) صداى خود را بلند كرد و گفت : من عيينه هستم و اين گروه هم بنى سليم هستند ، و چنان كه مىبينيد با ساز و برگ و اسلحه و نفر زياد آمده‌ايم ، اين سپاهيان همه سوار كار و مرد جنگ و كارزارند و چشمها را با تير نشانه مىگيرند و خطا نمىكنند . عباس بن مرداس گفت : اى مرد بس كن ، به خدا قسم مىدانى كه ما بر پشت اسبها از شما سواركارتر و در نيزه زدن و به كار بردن شمشيرهاى شامى از شما ماهرتريم . عيينه گفت : دروغ مىگويى و پستى مىكنى ، خودت مىدانى كه ما از شما شايسته تريم و اين موضوع را همهء اعراب مىدانند . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) با دست خود اشاره كرد تا آنها ساكت شدند . تا هنگامى كه مسلمانان در مرّ الظّهران فرود آمدند ، هيچ گونه اطلاعى از مسير رسول خدا ( ص ) به قريش نرسيده بود و قريش سخت غمگين بودند و مىترسيدند كه رسول خدا ( ص ) به جنگ ايشان بيايد . پيامبر ( ص ) شبانگاه در مرّ الظّهران به ياران خود دستور فرمود كه هر كس آتشى بر افروزد و مجموعا ده هزار آتش افروخته شد . قريش هم تصميم گرفتند كه ابو سفيان بن حرب را براى كسب خبر اعزام دارند و به او گفتند ، اگر محمد را ديدى سعى كن براى ما امان بگيرى ، ولى اگر ديدى كه اصحاب او نسبت به ما گرايش دارند در اين صورت جنگ را بپذير . ابو سفيان و حكيم بن حزام به راه افتادند و در راه بديل بن ورقاء را هم ديدند و از او خواستند كه با ايشان همراهى كند ، و او هم با آنها حركت كرد . آنها همين كه به اراك كه از
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 622 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)