تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
راست بگويى ، پسر عموى محمدى ؟ ابو سفيان مىگويد ، گفتم : آرى ، من پسر عموى اويم . و با خود گفتم من پيش پادشاه رومم و از اسلام گريخته‌ام معذالك فقط به واسطهء محمد شناخته مىشوم . اين بود كه اسلام در دل من وارد شد و دانستم كه شرك من باطل و بيهوده است ، ولى چه كنم كه من ميان مردمى به ظاهر خردمند و بلند انديشه زندگى مىكردم و مىديدم مردم گرانمايه در پناه عقل و انديشهء خود زندگى مىكنند و به هر راهى كه مىرفتند مىرفتم . و چون اشخاص شريف و سالخورده از محمد كناره‌گيرى كردند و خدايان خود را يارى دادند و به خاطر دين پدران خود خشم گرفتند ، ما هم از ايشان پيروى كرديم . عباس بن عبد المطلب ، و مخرمة بن نوفل او را در سقيا ديدند ، عباس پيش ابو سفيان بن حارث رفت و تا هنگام حركت رسول خدا ( ص ) از پيش او بيرون نيامد و در همهء منازل همراه او بود تا به مكه وارد شدند . در شبى كه پيامبر ( ص ) وارد جحفه شده و آنجا فرود آمدند ، ابو بكر صديق در خواب ديد كه چون پيامبر و يارانش نزديك مكه رسيدند ، ماده سگى در حال پارس كردن بر ايشان هجوم آورد و چون نزديك شد بر پشت خوابيد و از نوك پستانهايش شير جارى شد . ابو بكر اين خواب را براى رسول خدا ( ص ) نقل كرد ، و آن حضرت فرمود : هارى از ميان اهل مكه بيرون شد و خير و بركت به آنها روى آورد ، از خويشاوندان خود احوالپرسى كرده و آنها را ملاقات كنيد و اگر به ابو سفيان بن حارث برخورديد ، نكشيدش . هنگامى كه پيامبر ( ص ) به قديد رسيد ، افراد قبيلهء سليم به او پيوستند ، و چنين بود كه آنها از سرزمينهاى خود حركت كرده بودند و آنجا پيامبر ( ص ) را ديدند . ايشان نهصد نفر بودند كه همگى اسب داشتند و هر مرد داراى نيزه و سلاح بود . دو نفرى هم كه رسول خدا ( ص ) آنها را فرستاده بود ، همراهشان بودند و آن دو گزارش دادند كه قبيلهء بنى سليم پس از ورود آن دو با شتاب آمادهء حركت شده‌اند . و گفته شده كه عدهء بنى سليم هزار نفر بوده است . بنى سليم گفتند : اى رسول خدا مثل اين كه شما ما را جزء افراد ذخيره و براى روز سختى به حساب مىآوريد ، و حال آنكه ما داييهاى شما هستيم كه عاتكه مادر هشام بن عبد مناف ، دختر مرّة بن هلال بن فالح بن ذكوان ، و از بنى سليم است . ما اكنون آمده‌ايم تا شما آزمايش دادن ما را ببينيد ، ما در جنگ پايدار و شكيبا و در برخورد با دشمن به راستى استوار ، و بر پشت اسبان ، سواركاران شايسته و كاردانيم . گويد : همراه بنى سليم دو پرچم بزرگ و پنج بيرق بود ، و بيرقهاى آنها سياه بود . پيامبر ( ص ) به آنها دستور حركت داد و آنها را پيشاپيش و به عنوان پيشرو گسيل فرمود . هنگام