تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
فرمودند : شما هر جا كه باشيد به منزلهء مهاجران خواهيد بود . سپس علاء بن حضرمى را احضار و دستور فرمود تا براى ايشان نامه‌اى بنويسد و او چنين نگاشت : « اين نامه‌اى است از محمد رسول خدا براى قبيلهء اسلم ، آنهايى كه به خدا ايمان آورده و گواهى داده‌اند كه پروردگارى جز او نيست و محمد ( ص ) بنده و رسول اوست ، چنين كسانى در امان الهى قرار دارند و در ذمّهء خدا و رسول خدا هستند . امر ما و شما يكى است و عليه هر كس كه به ما ستم كند متفق هستيم ، دست ما يكى و پيروزى براى ما يكسان است . براى صحرانشينان و كوچ كنندگان قبيلهء اسلم هم همين مراتب محفوظ است و آنها هر جا كه بروند در حكم مهاجران خواهند بود » . ابو بكر صديق گفت : اى رسول خدا ، بريدة بن حصيب براى قوم خود مردى فرخنده و پر بركت است ، به خاطر داريد به هنگام هجرت به مدينه شبى بر او گذشتيم و گروهى زياد از بستگان او اسلام آوردند . پيامبر ( ص ) فرمود : بريده هم براى قوم خود و هم براى ديگران مرد پر بركتى است . بهترين خويشاوند آن كسى است كه از قوم خود دفاع كند ، مشروط بر آنكه به گناه نيفتد ، كه در گناه خير و بركتى نيست . عبد الله بن عمرو بن زهير ، از قول محجن بن وهب برايم نقل مىكرد كه : آخرين درگيرى ميان خزاعه و كنانه چنين بود كه انس بن زنيم ديلى رسول خدا ( ص ) را هجو كرد . نوجوانى از خزاعه آن را شنيد و به انس حمله برد و سرش را شكست . او هم پيش خويشان خود رفت و شكستگى سر خود را به آنها نشان داد . با توجه به سوابقى كه ميان ايشان بود و بنى بكر در صدد انتقام و خونخواهى از خزاعه بودند ، همين مسأله موجب فتنه گرديد . چون ماه شعبان فرا رسيد و در آن هنگام بيست و دو ماه از صلح حديبيه گذشته بود ، بنى نفاثه كه از بنى بكر بودند ، با اشراف قريش صحبت كردند كه آنها را براى جنگ با بنى خزاعه از لحاظ نيرو و اسلحه يارى دهند - بنى مدلج خود را از معركه كنار كشيدند و پيمان شكنى نكردند - بنى نفاثه همچنان با قريش مذاكره كردند و كسانى را كه به وسيلهء خزاعه كشته شده بودند به ياد آنها مىآوردند و مسئلهء خويشاوندى خود با قريش و پايدارى خود نسبت به عهد و پيمان قريش را تذكر مىدادند ، و يادآور شدند كه خزاعه در عهد و پيمان پيامبر درآمده‌اند . به اين ترتيب قريش با شتاب فراوان با ايشان هماهنگ شدند ، غير از ابو سفيان كه نه با او مشورت كردند و نه از اين موضوع آگاه شد . و هم گفته‌اند كه قريش با ابو سفيان در اين مورد مذاكره كردند ولى او نپذيرفت و مخالفت كرد . بنى نفاثه و بنى بكر گفتند : خود ما از عهدهء خزاعه برمىآييم و قريش هم ايشان را از لحاظ ساز و برگ نظامى يارى دادند و اين كارها را سخت پوشيده انجام مىدادند كه خزاعه متوجه نشوند و در صدد گريز و مقابله برنيايند .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 597 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)