تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
راست مىگويى شمشير را هم بيرون بياور تا ببينم . و من آن را بيرون آوردم و دوباره در غلاف نهادم ، و او در نوميدى شروع به گريه كرد . ابن ابى حدرد گويد : تمام شتران و دامها را به حضور رسول خدا ( ص ) آورديم . ابو مودود ، از عبد الرحمن بن عبد الله بن ابى حدرد ، از قول پدرش نقل كرد كه گفته است : چون از غزوهء خضره برگشتيم ، غنايمى نصيب ما شد كه سهم هر مرد معادل دوازده شتر بود ، و من توانستم با همسرم عروسى كنم و خداوند به من خير عنايت فرمود . عبد الله بن جعفر ، از جعفر بن عمرو برايم نقل كرد كه : اين سريّه پانزده شبانه روز طول كشيد و آنها دويست شتر و هزار بز و اسيران زيادى آوردند كه خمس آن را كنار گذاشتند . سهم هر يك از ايشان معادل دوازده شتر بود ، و هر شتر را معادل ده بز يا گوسپند مىداشتند . ابن ابى سبره ، از اسحاق بن عبد الله ، از عبد الرحمن بن عبد الله بن ابى حدرد ، از قول پدرش برايم نقل كرد كه گفته است : در اين سفر چهار زن اسير گرفتيم ، در ميان ايشان دوشيزهء جوانى بود كه مانند غزال به نظر مىرسيد و از لحاظ كمى سنّ و سال و زيبايى چيز عجيبى بود . تعدادى پسر بچه و دختر بچه هم به اسيرى گرفته بوديم . چون اسيران را تقسيم كردند آن دخترك بسيار زيبا در سهم ابو قتاده قرار گرفت . محمية بن جزء زبيدى به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : در اين سفر دخترك بسيار زيبايى نصيب ابو قتاده شده است و شما به من وعده فرموده بوديد كه در اولين مورد كه خداوند به شما فىء عنايت فرمايد زنى به من بدهيد . پيامبر ( ص ) كسى پيش ابو قتاده فرستادند و فرمودند : كنيزكى كه سهم تو شده چگونه است ؟ ابو قتاده گفت : جاريهء زيبايى است كه پس از بيرون كردن خمس بجاى سهم غنيمت خود او را براى خود انتخاب كرده‌ام . فرمود : آن را به من ببخش . گفت : چنين خواهم كرد . پيامبر ( ص ) او را گرفتند و به محمية بن جزء زبيدى بخشيدند .

غزوهء فتح

محمد بن عبد الله ، موسى بن محمد ، عبد الله بن جعفر ، عبد الله بن يزيد ، ابن ابى حبيبه ، ابن ابى سبره ، عبد الحميد بن جعفر ، عبد الرحمن بن عبد العزيز ، يونس بن محمد ، محمد بن يحيى بن سهل ، ابن ابى حثمه ، محمد بن صالح بن دينار ، نجيح ، اسامة بن زيد ، حزام بن هشام ، معاذ بن محمد بن يحيى بن عبد الله بن ابى قتاده ، و معمر بن راشد ، هر يك بخشى از مطالب مربوط به فتح مكه را برايم نقل كردند . برخى از ايشان مطالب بيشترى مىدانستند ، و افراد ديگرى هم غير از ايشان برايم در اين مورد مطالبى گفته‌اند كه من تمام مطالبى را كه شنيده‌ام