تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
ابو سفيان همراه يكى از آزاد كرده‌هاى خود با دو شتر حركت كرد و شتابان مىرفت و تصورش اين بود كه پس از آن جريان اولين كسى است كه از مكه پيش رسول خدا ( ص ) خواهد رفت . واقدى گويد : دربارهء بنى خزاعه مطلب ديگرى هم شنيده‌ام ولى كسى از پيشينيان را نديده‌ام كه آن را بداند و حال آنكه شخص مورد اعتمادى آن را روايت مىكند ، و كسى هم كه خبر از او نقل شده است ثقه و مورد اعتماد است ، در عين حال كسى را نديده‌ام كه آن را نقل كند . من براى ابن جعفر و محمد بن صالح و ابو معشر و برخى ديگر از علماى مغازى و سير آن مطلب را نقل كردم ولى همه منكر آن شدند و آن را صحيح ندانستند . به هر حال آن شخص مورد اعتمادم برايم نقل كرد كه ، از عمرو بن دينار شنيده كه ، از ابن عمر روايت مىكرده است : چون سواران خزاعه به حضور رسول خدا ( ص ) آمدند و خبر دادند كه گروهى از ايشان كشته شده‌اند ، پيامبر ( ص ) فرمود : چه كسى از نظر شما متهم و مورد سوء ظن است ؟ گفتند : قبيلهء بنى بكر . فرمود : همه‌شان ؟ گفتند ، نه ، متهم اصلى بنى نفاثه هستند و سالارشان نوفل بن معاويهء نفاثى است . فرمود : اينها هم از بنى بكرند ، و من كسى پيش اهالى مكه مىفرستم و در اين مورد سؤال مىكنم و آنها را در پذيرش پيشنهادهايى مخير مىكنم . پيامبر ( ص ) ضمره را به مكه گسيل فرمود و مكيان را مخير كرد كه يكى از سه پيشنهاد را بپذيرند : يا ديه و خونبهاى كشته‌شدگان خزاعه را بپردازند ، يا پيمان و حمايت خود را از بنى نفاثه بردارند ، يا پيمان حديبيه منتفى باشد . ضمره به نمايندگى از طرف رسول خدا ( ص ) پيش مكيان آمد و به آنها خبر داد كه رسول خدا ( ص ) آنها را مخير فرموده است كه يا خونبهاى خزاعه را بپردازند ، يا حمايت خود را از بنى نفاثه بردارند ، يا آنكه عهد و پيمان ميان رسول خدا ( ص ) و ايشان از هر دو سو لغو گردد . قرطة بن عبد عمرو اعجمى گفت : با توجه به اين كه ميان بنى نفاثه گروهى مردم شرور هستند ، درست نيست كه خونبهاى خزاعه را ما پرداخت كنيم و در نتيجه تنگدست شويم و چيزى براى خودمان باقى نماند ، برداشتن حمايت از نفاثه هم درست نيست كه در ميان تمام عرب هيچ كس به قدر ايشان حرمت و تعظيم كعبه را نمىدارد و ايشان همپيمانان مايند و ما از پيمان ايشان دست بر نمىداريم و هرگز چنين نمىكنيم ، ولى پيمان خود را متقابلا با محمد مىشكنيم . ضمره به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و گفتار ايشان را نقل كرد . قريش از اين كار هم پشيمان شدند و ابو سفيان بن حرب را براى مذاكره و تجديد پيمان به حضور رسول خدا ( ص ) فرستادند . واقدى گويد : در عين حال همهء ياران و اصحاب ما اين مطلب را انكار كردند و گفتند ،
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 600 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)