تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
مىنويسم . گفتند ، در دورهء جاهليت قبيلهء خزاعه مردى از بنى بكر را كشتند و اموالش را گرفتند . پس از آن مردى از خزاعه به بنى ديل گذشت كه آنها هم او را كشتند و در نتيجه حالت جنگى ميان ايشان پيش آمد . اتفاقا فرزندان اسود بن رزن - ذويب ، و سلمى و كلثوم گذارشان بر خزاعه افتاد و افراد خزاعه آنها را در عرفات و كنار ستونهاى حرم كشتند . قوم اسود در جاهليت به لطف خود ديهء دو نفر را به بنى بكر پرداختند ، اين بود كه از يك ديگر گذشت كردند و به خاطر اسلام ظاهرا دست از يك ديگر برداشتند ، ولى در باطن همچنان نسبت به هم دشمنى و عداوت داشتند و چون اسلام همهء اطراف آنها را فرا گرفته بود ، از جنگ با يك ديگر خوددارى مىكردند . چون صلح حديبيه پيش آمد ، خزاعه در عقد حمايت رسول خدا ( ص ) قرار گرفتند و پيمان آن حضرت را پذيرفتند . خزاعه قبلا از همپيمانان عبد المطلب بودند و پيامبر ( ص ) اين را مىدانست ، و در آن هنگام خزاعه نامه را به حضور پيامبر آوردند و آن را خواندند . واقدى گويد : نامهء عبد المطلب چنين بود : « باسمك اللهم ، اين پيمان نامهء عبد المطلب است براى خزاعه ، در هنگامى كه سران و خردمندان ايشان آمده بودند ، افرادى هم كه نيامده‌اند به آنچه كه حضّار بپذيرند راضى هستند . ميان ما و شما پيمانها و قراردادهاى الهى خواهد بود كه هيچگاه به فراموشى سپرده نشود تا در نتيجه هيچ خصومت و دشمنى صورت نگيرد . تا هنگامى كه كوههاى ثبير و حراء پا برجاست و تا هنگامى كه دريا موج مىزند ( خيس كننده است ) دست ما يكى و نصرت و يارى ما براى يك ديگر خواهد بود و تا روزگار پا برجا و باقى است اميدواريم مطلب تازه‌اى بر اين افزوده نشود » . ابى بن كعب اين پيمان نامه را براى رسول خدا ( ص ) خواند . آن حضرت فرمود : مطالب اين پيمان چقدر براى من آشناست ، اكنون هم كه اسلام آورده‌ايد بر همان پيمان باشيد كه هر پيمان محبت آميز دورهء جاهلى در اسلام مورد كمال تأييد است هر چند كه در اسلام آن گونه پيمانها منعقد نمىشود . هنگامى كه پيامبر ( ص ) در منطقهء آبگير اشطاط [ 1 ] بودند ، بريدة بن حصيب قبيلهء اسلم را به حضور پيامبر ( ص ) آورد و گفت : اى رسول خدا ، اينها افراد قبيلهء اسلمند و اين جايگاه هم محلى است كه در آن نزول كرده‌اند ، گروه زيادى از ايشان به سوى شما هجرت كرده‌اند و گروهى هم كنار دامها و چهارپايان خود مانده‌اند و در پى معاش خويشند . پيامبر ( ص )
هامش
[ 1 ] اشطاط ، در سه ميلى سرزمينهاى عسفان به جانب مكه است . ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 352 ) .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 596 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)