جارى شد به طورى كه حتى يك نفر هم نتوانست از آن بگذرد . در نتيجه قطبه مردان اردوگاه را شكست داد و شتران و گوسپندان و زنان اسير را به مدينه آورد . پس از آنكه خمس غنايم را بيرون كردند ، سهم هر كس چهار شتر شد و هر شتر معادل ده گوسپند بود ، اين سريّه در ماه صفر سال نهم هجرت اتفاق افتاده است .
جنگ مؤته [ 1 ]
واقدى گويد : ربيعة بن عثمان ، از عمر بن حكم برايم نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) حارث بن عمير ازدىّ را كه از خاندان بنى لهب بودند ، با نامهاى پيش پادشاه بصرى فرستادند . چون او به سرزمين مؤته رسيد ، شرحبيل بن عمرو غسّانى به او برخورد و پرسيد : كجا مىروى ؟ گفت :
به شام . شرحبيل گفت : شايد از فرستادگان محمدى ؟ گفت : آرى من سفير رسول خدايم .
شرحبيل دستور داد او را گرفتند و بستند ، بعد هم با شكنجهء زياد گردنش را زد . هيچ يك از سفراى رسول خدا جز حارث بن عمير كشته نشده است .
چون اين خبر به رسول خدا ( ص ) رسيد ، بر آن حضرت دشوار آمد و مردم را فرا خواند و خبر كشته شدن حارث را و اينكه بوسيلهء چه كسى كشته شده است به اطلاع ايشان رساند . مردم با عجله آمادهء حركت شدند و از مدينه بيرون آمدند و در جرف اردو زدند ، و پيامبر ( ص ) مطلبى در مورد جنگ اظهار نمىداشتند . چون پيامبر ( ص ) نماز ظهر را گزاردند ، نشستند و ياران هم گرد آن حضرت بودند . در اين هنگام نعمان بن فنحص يهودى هم آمد و همراه مردم بالاى سر پيامبر ( ص ) ايستاد . پيامبر ( ص ) فرمود : زيد بن حارثه فرماندهء مردم است ، اگر زيد كشته شد جعفر بن ابى طالبى فرمانده خواهد بود ، و اگر جعفر كشته شد عبد الله بن رواحه [ 2 ] فرمانده خواهد بود ، و اگر عبد الله بن رواحه كشته شد مسلمانان از ميان خود مردى را برگزينند و فرماندهء خويش كنند . نعمان بن فنحص گفت : اى ابو القاسم اگر تو پيامبر باشى همهء اينها كه نام بردى ، چه كم باشند و چه زياد كشته خواهند شد ، پيامبران بنى اسرائيل ، هر گاه اميرى براى مردم تعيين مىكردند و مىگفتند اگر فلان كشته شد . . . و اگر صد نفر را هم نام مىبردند همگى كشته مىشدند . آنگاه مرد يهودى به زيد بن حارثه گفت : وصيت كن ، كه اگر محمد پيامبر باشد هرگز
هامش
[ 1 ] مؤته ، سرزمينى نزديك بلقاء و دمشق است . ( طبقات ، ج 2 ، ص 92 ) .
[ 2 ] سرزمين مؤته محل آرامگاه سه شهيد گرامى ، زيد بن حارثه ، جعفر بن ابى طالب و عبد الله بن رواحه است كه اكنون در اردن قرار دارد . - م .