تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
مشخص شد . بعد شروع به قرعه كشى دربارهء شقّ كردند . عمر بن خطاب گفت : اى عاصم بن عدىّ تو مردى هستى كه سهم رسول خدا ( ص ) همراه سهم تو بوده است و سهم او نخستين سهمى بود كه از شقّ تعيين شد . و هم گفته‌اند كه سهم رسول خدا ( ص ) همراه سهم بنى بياضه بوده است . و صحيح‌تر آن است كه سهم آن حضرت با سهم عاصم بن عدى بوده است . پس از تعيين شدن سهم عاصم ، سهم على ( ع ) معين شد ، و پس از آن سهم عبد الرحمن بن عوف ، و پس از آن سهم طلحة بن عبيد الله ، و بعد سهم بنى ساعده تعيين شد . گويند رئيس بنى ساعده سعد بن عباده بوده است . بعد سهم بنى نجّار ، سپس سهم بنى حارثة بن حارث ، و سپس سهم اسلم و غفار تعيين شد ، و گويند رئيس ايشان بريدة بن حصيب بوده است . سپس دو سهم سلمه با هم تعيين شد ، بعد سهم عبيد السّهام ، و پس از آن سهم عبيد ، و بعد سهم اوس كه از آن عمر بن خطاب شد . واقدى گويد : از ابن ابى حبيبه پرسيدم : چرا بر اين شخص نام « عبيد السّهام » گذاشته‌اند ؟ گفت : داود بن حصين مىگفت : نام اين شخص عبيد بود ، و چون شروع به خريدن سهام در خيبر كرد بر او چنين نامى گذاشتند . اسماعيل بن عبد الملك بن نافع ، خدمتكار بنى هاشم ، از قول يحيى بن شبل ، از ابو جعفر برايم نقل كرد كه گفت : اولين سهمى كه از سهام ناحيه شقّ تعيين شد ، سهم عاصم بن عدى بود كه همراه با سهم پيامبر ( ص ) بوده است . ابراهيم بن جعفر ، از قول پدرش برايم نقل كرد كه عمر بن خطاب گفت : بسيار دوست مىداشتم كه سهم من همراه سهم پيامبر ( ص ) در قرعه كشى بيرون بيايد ، و چون چنين نشد گفتم : خداوندا ، سهم مرا در نقطهء دور افتاده‌اى قرار بده كه هيچ كس را راهى بر آن نباشد . اتفاقا سهم او در يك منطقهء دور افتاده بود كه شريكان او مشتى از اعراب بودند ، و عمر شروع به خريدن و بيرون آوردن سهام آنها از دست ايشان كرد . سهم آنها را در مقابل يك اسب و اشياء ساده و آسان ديگر خريدارى كرد به طورى كه تمام سهم اوس ، در اختيار او قرار گرفت . عبد الله ، از قول نافع ، از ابن عمر برايم روايت كرد : چون عمر اراضى خيبر را مجددا تقسيم كرد ، همسران حضرت رسول ( ص ) را مخير و مختار گرداند كه نسبت به محصول تعيين - شده براى آنها كه قبلا از طرف پيامبر ( ص ) تعيين شده بود ، هرطور مىخواهند ، رفتار شود . اگر بخواهند براى آنها مقدار معينى زمين و آب تعيين شود كه جايگزين سهم محصول آنها باشد ، يا اينكه فقط ميزان محصول آنها تضمين شود . گويد : عايشه و حفصه از كسانى بودند كه آب و زمين را برگزيدند ، و ديگران محصول تضمين شده را پذيرفتند . افلح بن حميد برايم از قاسم بن محمد نقل كرد كه مىگفته است : روزى از عايشه شنيدم