حدود آن را تقسيم و معين خواهم كرد ، و يهود را از خيبر بيرون خواهم راند ، چه پيامبر ( ص ) به ايشان فرموده است تا هنگامى كه اوامر خدا را اقرار داشته باشيد و تمكين كنيد شما را در اينجا سكونت مىدهم . بنابر اين با اين اعمال خداوند هم اجازه فرموده است كه آنها را تبعيد كنيم مگر اينكه كسى پيمان نامه يا گواهى ديگرى ارائه دهد كه رسول خدا به او اجازهء سكونت داده باشد كه در آن صورت من هم او را اجازه خواهم داد . طلحة بن عبيد الله گفت : اى امير المؤمنين تصميم صحيح و درستى گرفتهاى و ان شاء الله موفق باشى ، آرى رسول خدا ( ص ) به آنها همانطور فرمود و حال آنكه آنها نسبت به عبد الله بن سهل در زمان رسول خدا ( ص ) چنان عملى كردند ، و بعد هم عليه مظهّر بن رافع تحريكاتى كردند به طورى كه بندگانش او را كشتند ، نسبت به عبد الله بن عمر هم كه آن رفتار را كردند ، بنابر اين از نظر ما يهوديان مورد اتهام و سوء ظن هستند .
عمر به طلحة بن عبيد الله گفت : آيا كسانى هم كه با تو هستند چنين عقيدهاى دارند ؟ همهء مهاجران و انصار گفتند آرى ، اين چنين است . و عمر از اين جهت شادمان شد .
معمر ، از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه برايم نقل كرد كه گفت : به عمر خبر رسيده بود كه پيامبر ( ص ) در هنگام بيماريى كه منجر به مرگ ايشان شد ، فرموده بودند « در جزيرة العرب نبايد دو دين باشد » . عمر در مورد صحت يا سقم اين خبر تحقيق كرد و چون بر او ثابت شد ، كسى پيش يهوديان حجاز فرستاد و گفت : هر كس از شما را هم كه با عهد و پيمان رسول خدا ( ص ) در اينجا مانده است ، من بيرون خواهم كرد ، چون خداوند متعال اجازهء تبعيد شما را داده است . و يهوديان حجاز را تبعيد كرد .
گويند ، عمر چهار نفر تقسيم كننده با خود برد كه عبارت بودند از : فروة بن عمر و بياضى ، حباب بن صخر سلمىّ ، و ابو الهيثم بن تيّهان كه اين سه نفر در جنگ بدر شركت كرده بودند ، و زيد بن ثابت . آنها خيبر را به هيجده سهم به نام رؤسايى كه رسول خدا ( ص ) تعيين فرموده بود تقسيم كردند . و گفتهاند كه عمر نخست رؤسا را معين كرد ، و سپس دو منطقهء شقّ و نطاة را به هيجده سهم تقسيم كردند . و هيجده قرعه و گوى به نام رؤسا فراهم كردند كه مهرهء هر كس مشخص بود ، و قرعهء هر كس به نام هر بخش بيرون مىآمد براى او تعيين مىشد . سيزده سهم از شقّ بود و پنج سهم از نطاة . اين موضوع را حكيم بن محمد كه از خاندان مخرمه بود از قول پدرش برايم نقل كرد . او مىگفت : نخستين سهم از نطاة سهم زبير بن عوّام بود و سپس بياضه كه رئيس ايشان فروة بن عمرو بود ، سپس سهم اسيد بن حضير ، و بعد سهم بلحارث بن خزرج كه گويند رئيس ايشان عبد الله بن رواحه بوده است ، سپس سهم ناعم كه مردى يهودى بود
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 547
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٤٧