( ص ) رسيده بود . عبد الرحمن گفت : اى رسول خدا ، برادرم كشته شد . پيامبر ( ص ) فرمود :
تكبير بگو ، تكبير بگو ! و او سكوت كرد . من صحبت كردم و رسول خدا ( ص ) به من هم فرمودند :
تكبير بگو ! من هم سكوت كردم . در اين هنگام برادرم حويصه سخنانى گفت و اظهار داشت كه :
از نظر ما يهوديها متهم به اين كار هستند . من هم ماجرا را به اطلاع رسول خدا ( ص ) رساندم .
پيامبر ( ص ) فرمودند : يا بايد ديهء دوست شما را بپردازند ، يا اعلان جنگ به خدا و رسول او كنند .
پيامبر ( ص ) در اين مورد نامهاى به يهوديان نوشت ، و آنها در پاسخ فقط نوشتند كه « ما او را نكشتهايم » . پيامبر ( ص ) به حويصه ، محيّصه ، و عبد الرحمن و همراهان ايشان گفت : آيا حاضريد پنجاه سوگند بخوريد و مستحق دريافت خون بهاى دوست خود شويد ؟ گفتند : اى رسول خدا ، ما حاضر نبودهايم و شاهد جريان نيستيم . پيامبر ( ص ) فرمودند : آيا حاضريد يهوديان در اين باره براى شما سوگند بخورند ؟ گفتند ، اى رسول خدا ، آنها كه مسلمان نيستند .
پيامبر ( ص ) از طرف خود صد ناقه ديهء او را پرداخت فرمودند : بيست و پنج شتر پنج ساله ، بيست و پنج شتر چهار ساله ، و بيست و پنج شتر دو ساله ، و بيست و پنج شتر آبستن .
سهل بن ابى حثمه گويد : من خود ديدم كه صد شتر را به آنها دادند ، و يكى از ماده شتران سرخ موى مرا لگد زد ، و من در آن هنگام پسر بچهاى بودم .
ابن ابى ذئب ، و معمر ، از زهرى ، از سعيد بن مسيّب برايم نقل كردند كه : مسئلهء سوگند - خوردن به صورت دسته جمعى در جاهليت مرسوم بود و رسول خدا ( ص ) آن را در اسلام هم تأييد فرمودند ، و در مورد مردى از انصار كه كشتهء او را در چاهى از چاههاى خيبر يافتند چنان رفتار فرمودند . پيامبر ( ص ) به انصار پيشنهاد فرمود : آيا حاضريد پنجاه مرد يهودى سوگند بخورند كه او را نكشتهاند ؟ گفتند ، اى رسول خدا ، شما چگونه سوگند كافران را مىپذيريد ؟
فرمود : پس پنجاه نفر از شما پنجاه سوگند بخورند كه او را يهوديان كشتهاند و مستحق دريافت خون بها گرديد . گفتند : اى رسول خدا ، ما حضور نداشتيم و شاهد نبودهايم . گويد : رسول خدا ديهء او را بر گردن يهوديان گذاشتند كه در محل اقامت و با حضور آنها كشته شده بود .
مخرمة بن بكير ، از خالد بن يزيد ، از عمرو بن شعيب و او از قول جد خود روايت مىكند كه : پيامبر ( ص ) فرمان دادند كه خون بهاى عبد الله بن سهل را يهوديان بپردازند ، و اگر پرداخت نكنند اعلام جنگ به خدا و رسولش دادهاند . در عين حال از مال خود سى و چند شتر به آنها كمك فرمود ، و اين اولين موردى بود كه مسئلهء شهادت گروهى در اسلام مطرح شد .
مردم در دورهء زندگى رسول خدا ( ص ) و خلافت عمر ، ابو بكر و عثمان از اموال خود در
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٤٥