تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
فرمود : همان كوهى كه در خواب ديدى از آن تو است مگر در خواب نديده بودى كه آن را گرفته‌اى ؟ ! گويد : عيينه برگشت و پيش يهوديان رفت و آمد و دسيسه مىكرد ، و مىگفت : به خدا قسم هرگز تا امروز چنين امرى نديده‌ام ، تصور من اين بود كه هيچ كس غير از شما محمد را از ميان بر نخواهد داشت . شما اهل اين همه ثروت و ساز و برگ و حصارهاى استوار هستيد ، عجيب است با آنكه در اين حصارهاى مرتفع هستيد و آنقدر خوراكى داريد كه برايش خورنده‌اى نيست ، و اين همه آب داريد تسليم شديد ؟ گفتند : ما مىخواستيم در حصار زبير ايستادگى و پافشارى كنيم ولى آب قناتها را قطع كردند ، و گرما شديد بود و با تشنگى امكان ادامهء زندگى فراهم نبود . گفت : تعجب است كه شما از حصارهاى منطقهء ناعم گريختند و خود را به حصار قلعهء زبير رسانديد . آنگاه دربارهء كشته‌شدگان پرسيد و آنها به او خبر مىدادند . او گفت : به خدا قسم همهء سالاران و بزرگان يهود كشته شده‌اند ، و هرگز براى يهوديان در حجاز نظامى نخواهد بود . گفتار او را ثعلبة بن السلام بن ابى الحقيق - كه مىگفتند مردى كم عقل و بى خرد است - گوش مىداد ، و به او گفت : اى عيينه ، اين تو بودى كه يهود را فريب دادى و آنها را خوار كرده و در جنگ با محمد ايشان را ترك كردى ، و پيش از آن هم به خاطر دارى كه با يهود بنى قريظه چه كردى ؟ ! عيينه گفت : محمد در مورد خويشاوندانمان با ما حيله كرد ، و همين كه صداى سروش را شنيديم به سوى آنها رفتيم و مىپنداشتيم كه محمد به سوى ايشان حركت كرده است ، بعد كه متوجه شديم چيزى نيست دوباره براى يارى شما باز آمديم . ثعلبه گفت : مگر كسى باقى مانده است كه او را يارى دهى ؟ عده‌اى كشته شدند و هر كس هم كه باقى مانده است برده و اسير محمد شده است ، او همه را به اسيرى گرفت و اموال ما را تصرف كرد . در اين هنگام مردى از بنى غطفان به عيينه گفت : مگر چنين نبود كه همپيمانهاى خودت را يارى نكردى و آنها نتوانستند از پيمان تو بهره‌اى ببرند ؟ و مگر تو نبودى كه گريختى و مىخواستى خرماى يك سال خيبر را از محمد بگيرى ؟ در حالى كه به خدا سوگند كار محمد ظاهر و آشكار است ، او به همه پيروز خواهد شد . عيينه در حالى كه دستهاى خود را به هم مىماليد بازگشت ، و چون ميان قوم خود رسيد حارث بن عوف پيش او آمد و گفت : به تو نگفتم كه كار بيهوده‌اى مىكنى ؟ به خدا سوگند محمد بر شرق و غرب پيروز خواهد شد . خود يهوديان اين مطلب را مىگفتند ، و من از ابو رافع سلّام بن ابى الحقيق شنيدم كه مىگفت : ما يهوديان به محمد از اين جهت حسد و رشك مىورزيم كه نبوت از خاندان هارون بيرون رفته است ، و حال آنكه او پيامبر مرسل است ، ولى