تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
استوارى دژهاى شما را مىدانند . قريش و هواداران محمد با يك ديگر بحث مىكنند ، قريش مىگويند : خيبرىها پيروز مىشوند ، و ديگران مىگويند : محمد پيروز مىشود . و اگر محمد پيروز شود مايهء بدبختى روزگار خواهد بود . اعرابى چنين ادامه داد كه من همهء اين حرفها را مىشنيدم ، كنانه به من گفت : راه بيفت و در همان راهى برو كه با سپاه محمد برخورد كنى ، چون آنها از حركت تو در آن راه تعجب نخواهند كرد آنها را زير نظر بگير و به آنها نزديك شو و چنان وانمود كن كه از آنها سؤالاتى دارى ، آنگاه متقابلا زيادى عده و آمادگى ما را گوشزد ايشان كن ، و به هر حال آنها پس از برخورد با تو از بازپرسى تو خوددارى نخواهند كرد ، سپس با شتاب خبر آنها را براى ما بياور . عبّاد او را به حضور پيامبر ( ص ) آورد و موضوع را به اطلاع آن حضرت رساند . عمر بن خطاب گفت : گردن او را بزن . عبّاد گفت : من براى او امان قرار داده‌ام . رسول خدا ( ص ) فرمودند : او را همراه خودت نگهدار ، ولى او را ببند . چون پيامبر ( ص ) وارد خيبر شدند ، اسلام را بر آن مرد عرضه داشتند و فرمودند : سه روز به تو مهلت مىدهم ، اگر مسلمان نشوى اين طناب فقط وقتى از گردنت باز مىشود كه بر فراز دار رفته باشى ! پس آن مرد مسلمان شد . راهنما به راه افتاد و راه مرحب را تا آخر رفت و سپس از راه ميان حياض و سرير [ 1 ] حركت كرد و در مسير دشتها راه خود را ادامه داد تا رسول خدا ( ص ) را به خرصه [ 2 ] رساند ، و از آنجا هم حركت كرد و فاصلهء ميان شقّ و نطاة [ 3 ] را پيمود . چون رسول خدا ( ص ) بر خيبر مشرف شد ، به ياران خود فرمود : بايستيد ! و سپس فرمود : چنين بگوييد : پروردگارا ، اى خداى آسمانهاى هفتگانه و هر چه كه بر آن سايه فكنده‌اند ، و اى خداى زمينهاى هفتگانه و آنچه در برگرفته‌اند ، و اى پروردگار بادها و هر چه كه بر آن مىوزند ، ما از تو خير اين دهكده را و خير اهل آن را مسئلت مىكنيم ، و از شر آن و شر هر چه در آن است به تو پناه مىبريم . آنگاه فرمود : در پناه لطف و بركت خدا وارد شويد ! و حركت كردند تا به منزله رسيدند و آخر شب ساعتى آنجا فرود آمدند . يهوديان معمولا همه شب قبل از سپيده دم بر مىخاستند و اسلحه بر مىگرفتند و صفهاى سپاه خود را مرتب مىكردند ، آنها ده هزار جنگجو بودند .
هامش
[ 1 ] سرير ، نام دشتى نزديك به خيبر است . ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 322 ) . [ 2 ] خرصه ، نام يكى از دژهاى خيبر است . ( سيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 158 ) . [ 3 ] شقّ و نطاة ، نام دو قلعه از قلاع خيبر است . ( منتهى الارب ) . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 488 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)