تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
ديده‌ام محمد به هر دژى كه حمله برده و آن را محاصره كرده است نتوانسته‌اند مقاومت كنند و تسليم حكم او شده‌اند ، و گروهى كشته شده و گروهى به اسارت گرفته شده‌اند . يهوديان گفتند : حصارهاى ما مانند حصارهاى آنها نيست ، اينها دژهايى استوار بر قلهء كوههاست . و با پيشنهاد او مخالفت كردند و در حصارهاى خود پايدار ماندند . چون صبحگاهان رسول خدا ( ص ) را ديدند ، يقين كردند كه هلاكت و نابوديشان فرا رسيده است . پيامبر ( ص ) از مدينه كه بيرون رفتند ، ثنيّة الوداع را پيمودند و سپس راه زغابه را در پيش گرفتند ، آنگاه نقمى و مستناخ را پيمودند ، و سپس به حصار وطيح [ 1 ] غارت بردند . همراه آن حضرت دو راهنما بود كه هر دو از قبيلهء اشجع بودند ، يكى به نام حسيل بن خارجه ، و ديگرى عبد الله بن نعيم . آنگاه پيامبر ( ص ) به ناحيهء عصر [ 2 ] رفتند كه در آن مسجدى بود ، و سپس به صهباء [ 3 ] رسيدند . هنگامى كه پيامبر ( ص ) در اين مسير بودند ، به عامر بن سنان فرمودند : اى پسر اكوع پياده شو و براى ما رجز بخوان . عامر از مركب خود پياده شد و براى رسول خدا ( ص ) رجز خواند و چنين سرود :
اللّهم لولا انت ما اهتدينا * و لا تصدّقنا و لا صلّينا فالقين سكينة علينا * و ثبّت الاقدام ان قينا انا اذا صيح بنا اتينا * و با الصّياح عوّلوا علينا
پروردگارا اگر تو نمىبودى ما هدايت نمىشديم ، و نه تصديق مىكرديم و نه نماز مىگزارديم ، خدايا آرامشى بر ما فرو فرست ، و به هنگام برخورد با دشمن پايدارمان بدار ، هر گاه كه ما را فرا خوانند مىآئيم اگر چه با نوحه و گريه بر ما زارى كنند . پيامبر ( ص ) فرمود : خدا تو را رحمت كند . عمر بن خطاب گفت : با اين دعا شهادت بر او واجب شد [ لابد كنايه از اين است كه لازمهء رحمت واسعهء الهى نيل به درجهء رفيع شهادت است ] . يكى از مردان گفت : اى رسول خدا كاش ما را از او بيشتر بهره‌مند فرمايى . عامر در
هامش
[ 1 ] وطيح ، از حصارهاى بزرگ خيبر است كه به نام وطيح بن مازن نامگذارى شده است . ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 392 ) . [ 2 ] عصر ، نام كوهى است ميان مدينه و فرع . ( وفاء الوفا ، ج 2 ، صفحات 392 و 346 ) . [ 3 ] صهباء ، جايى است كه ميان آن و خيبر صحرايى است . ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 401 ) .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 485 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)