پسران محمد بن ابى بكر ، و معمر بن راشد ، و اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه ، هر كدام به نقل از افرادى داستان خيبر را برايم نقل كردند . برخى گفتههاى خود را از ديگران شنيده بودند ، و غير از اين گروه هم كه نام بردم قسمتهايى از داستان را ديگران برايم نقل كردهاند ، و من تمام آنچه را كه برايم نقل كردهاند مىنويسم :
گويند ، پيامبر ( ص ) در ماه ذى حجه سال ششم از حديبيه به مدينه مراجعت فرمود ، و تمام آن ماه و محرم را در مدينه اقامت كرد ، و در صفر سال هفتم ، و هم گفته شده است كه در آغاز ربيع الاول آن سال عازم خيبر شدند .
پيامبر ( ص ) ، به ياران خود فرمان داد تا آمادهء جنگ شوند ، و ايشان هم سخت كوشيدند .
همچنين ، پيامبر ( ص ) از مسلمانان و اعراب اطراف مدينه خواستند كه در جنگ شركت كنند .
كسانى هم كه در حديبيه از شركت در جنگ خوددارى كرده بودند ، به اميد غنيمت ، خواستند همراه آن حضرت حركت كنند و گفتند همراه شما بيرون مىآييم . در حالى كه نه تنها از شركت در حديبيه خوددارى كرده بودند ، بلكه شايعهپراكنى هم مىكردند . در اين موقع مىگفتند كه خيبر مهمترين روستاى حجاز از لحاظ خوراك و گوشت و اموال است ، و ما حتما همراه شما خواهيم آمد . پيامبر ( ص ) فرمود : اگر با من مىآييد فقط بايد نيت شما جهاد باشد ، و اگر مقصودتان غنيمت است نبايد بياييد . و به همين منظور دستور فرمود جارچى جار بزند كسى كه همراه ما مىآيد فقط بايد رغبت به جهاد داشته باشد ، و كسانى كه قصد غنيمت دارند ، نيايند .
چون مردم براى شركت در جنگ خيبر آماده شدند ، اين مسأله بر يهوديانى كه در مدينه بودند و با پيامبر ( ص ) معاهده داشتند ، گران آمد ، و دانستند همين كه مسلمانان به خيبر برسند ، خداوند خيبر را هم نابود خواهد فرمود ، همانطور كه يهود بنى قينقاع و بنى نضير و بنى قريظه را نابود فرمود .
گويد : همين كه ما آمادهء حركت شديم ، هر كس از يهوديان كه طلبى از مردم مدينه داشت ، اصرار در وصول آن مىكرد ، چنان كه ابو شحم يهودى ، از عبد الله بن ابى حدرد اسلمى پنج درهم بهاى جوى را كه اسلمى از او خريده بود ، طلب داشت و به سراغ او آمد . اسلمى به او گفت :
مهلت بده ، اميدوارم به خواست خداوند وقتى برگشتم حق تو را بپردازم . زيرا خداوند عز و جل به پيامبرش وعده داده است كه خيبر را در غنيمت او قرار دهد . و تو مىدانى كه ما در واقع به انبار خوار و بار و اموال حجاز مىرويم . عبد الله بن ابى حدرد اسلمى از كسانى بود كه در حديبيه هم شركت كرده بود . ابو شحم از روى كينه و رشك گفت : خيال كردهاى جنگ با خيبريان مثل جنگهاى شما با اعراب است ؟ سوگند به تورات در آنجا ده هزار جنگجو وجود دارد . اسلمى
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٨٢