آنها خوددارى فرمودند . آن دو به مكه برگشتند و به قريش خبر دادند ، و آنها هم در اين مورد كسى را به مدينه نفرستادند و موافقت كردند كه زنان مسترد نشوند . اين آيات هم در اين مورد نازل شده است : وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ الله يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ الله عَلِيمٌ حَكِيمٌ . وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ من أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا . . . 60 : 10 - 11 [ 1 ] - منظور اين است كه اگر زنى از مسلمانان از شوهر خود و اسلام بگريزد و به مشركان پناهنده شود ، اگر زنى از مشركان گريخت مىتوان آن دو را معاوضه كرد . يعنى صداق زن مسلمان را پس از كسر ميزان صداق زنى كه گريخته است محاسبه كرد . مسلمانان به اين حكم راضى شدند و مشركان اين حكم را نپذيرفتند . آنچه كه بر عهدهء مسلمانان بود پرداخت مهريهء زنانى بود كه هجرت مىكردند . در صورتى كه زنى مسلمان به سوى مشركان مىگريخت به ميزان مهريه و مخارجى كه مرد كرده بود از اموال مشركان كه در دست مسلمانان بود به او پرداخت مىكردند .
واقدى گويد : ما هيچ سراغ نداريم كه زنى پس از مسلمان شدن براى الحاق به مشركان گريخته باشد ، ولى فرمان و حكم خدا در اين مورد چنين بود و خدا دانا و حكيم است .
وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ 60 : 10 - كه منظور اين است : زنان غير اهل كتاب را نگهدارى نكنيد . پس از نزول اين آيه عمر بن خطاب زينب دختر ابى اميّه را طلاق داد كه معاوية بن ابو سفيان او را به همسرى گرفت ، و همچنين عمر دختر جول خزاعى را هم طلاق داد كه او را ابو جهم بن حذفه گرفت ، عياض بن غنم فهرى هم امّ حكم دختر ابو سفيان را طلاق داد و او را عبد الله بن عثمان ثقفى به همسرى برگزيد كه براى او عبد الرحمن بن امّ حكم را زاييد .
جنگ خيبر [ 2 ]
واقدى گويد : محمد بن عبد الله ، و موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، و عبد الله بن جعفر ، و ابن ابى سبره ، و ابن ابى حبيبه ، و عبد الرحمن بن عبد العزيز ، و محمد بن صالح ، و محمد بن يحيى بن سهل ، و عائذ بن يحيى ، و عبد الحميد بن جعفر ، و يحيى بن عبد الله بن ابى قتاده ، و اسامة بن زيد ليثى ، و ابو معشر ، و معاذ بن محمد ، و ابراهيم بن جعفر ، و يونس و يعقوب فرزندان محمد ظفرى ، و يعقوب بن محمد بن ابى صعصعه ، و سعيد بن ابى زيد بن معلّى زرقى ، و ربيعة بن عثمان ، و محمد بن يعقوب ، و عبد الله بن يزيد ، و عبد الملك و عبد الرحمن
هامش
[ 1 ] سورهء 60 ، آيات 10 و 11 .
[ 2 ] خيبر ، نام دهكده و سرزمينى در هشت منزلى مدينه در راه شام است . ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 495 ) .