سجود خود فضل و رضوان الهى را مىجويند و بر چهرهء ايشان اثر تواضع و خشوع پيداست .
مَثَلُهُمْ في التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ في الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرّاعَ 48 : 29 [ 1 ] - يعنى مثل اصحاب رسول خدا ( ص ) در انجيل هم همچنين است كه نخست اندك بودند ، سپس بيشتر شدند و افزونى يافتند و در برخورد خشمگين و شديد گرديدند . و در آيهء 19 - سورهء حديد مىفرمايد وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ 57 : 19 - گويد : منظور كسانى هستند كه ايمان آوردهاند و رسولان الهى ايمان آنها را تصديق مىكنند . و در آيهء 31 سورهء رعد مىفرمايد وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ 13 : 31 - و مقصود اين است كه هيچ فتحى در اسلام بزرگتر از صلح حديبيه نبوده است .
گويد : جنگ ميان مردم مانع گفتگو شده بود و بدون ترديد اگر برخوردى پيش مىآمد ، همراه با كشتار بود ، ولى چون صلح پيش آمد ، جنگ آرام گرفت و مردم نسبت به يك ديگر احساس امنيت كردند . و با هر كس كه فكر و انديشهاى داشت چون دربارهء اسلام صحبت مىكردند ، مسلمان مىشد . چنان كه در فاصلهء اين صلح بسيارى از بزرگان مشركان كه همواره در شرك و جنگ با اسلام پايدار بودند ، از قبيل عمر و عاص ، خالد بن وليد و نظاير ايشان مسلمان شدند . اين صلح مدت بيست و دو ماه ادامه يافت و سپس مشركان عهد شكنى كردند ، و در اين مدت گروه زيادترى از آغاز اسلام تا آن زمان مسلمان شدند و اسلام در سراسر عربستان آشكار گرديد .
چون پيامبر ( ص ) ، از حديبيه به مدينه مراجعت فرمود ، ابو بصير كه مسلمان بود - او همان عتبة بن اسيد بن جاريه و همپيمان بنى زهره است - با پاى پياده از قبيلهء خود گريخت و به مدينه آمد . اخنس بن شريق و ازهر بن عبد عوف زهرى نامهاى براى رسول خدا ( ص ( نوشتند و خنيس بن جابر را كه از بنى عامر بن لؤى بود با پرداخت يك شتر اجير كردند تا نامه را به حضور پيامبر ( ص ) ببرد ، و شترى هم تهيه ديدند كه خنيس بر آن سوار شود . خدمتكار خنيس كه نامش كوثر بود با او همراه شد . اخنس بن شريق ، و ازهر بن عبد عوف در نامهاى كه نوشته بودند از مسأله صلح ياد آورى ، و تقاضا كرده بودند كه ابو بصير را مسترد كنند .
آن دو ، سه روز پس از اينكه ابو بصير به مدينه رسيده بود ، وارد مدينه شدند . خنيس گفت :
آن دو ، سه روز پس از اينكه ابو ببصير به مدينه رسيده بود ، وارد مدينه شدند . خنيس گفت :
اى محمد ، برايت نامهاى آوردهام . پيامبر ( ص ) ابى بن كعب را فرا خواندند و او نامه را خواند .
در آن نامه نوشته بودند : تو خود به شرايط صلح آشنايى و مىدانى كه هر يك از اصحاب ما كه
هامش
[ 1 ] سورهء 48 ، آيهء 29 .