تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
بگستردند ، و جارچى فرياد كشيد : هر كس هر مقدار خوراك برايش باقى مانده است در آن بريزد . ابو شريح كعبى گويد : من اشخاصى را ديدم كه فقط يك خرما آوردند ، و يا مشتى آرد و سويق [ 1 ] ، و بيشتر مردم چيزى نياوردند ، و آنچه كه جمع شد ، بسيار اندك بود . چون خوراكها جمع شد و ديگر چيزى باقى نماند ، رسول خدا ( ص ) كنار سفره رفت و دعاى بركت خواند ، آنگاه فرمود : كيسه‌هاى خود را نزديك بياوريد ! و مردم كيسه‌هاى خود را آوردند . ابو شريح گويد : من آنجا بودم ، مردها مىآمدند و هر مقدار خوراك مىخواستند بر مىداشتند ، حتى بعضيها آن قدر بر مىداشتند كه جايى براى حمل آن نداشتند . سپس پيامبر ( ص ) فرمان كوچ صادر كرد ، و چون حركت كردند ، با آنكه تابستان بود باران فراوانى باريد . پيامبر ( ص ) ، فرود آمدند و مسلمانان هم همراه آن حضرت فرود آمده و آب نوشيدند . سپس پيامبر ( ص ) برخاستند و خطبه‌اى ايراد كردند . سه نفر آمدند كه دو نفرشان با پيامبر ( ص ) نشستند ، يكى از آنان از رفتار خود احساس شرم كرد و خداوند هم به او لطف فرمود ، ديگرى توبه كرد و خداوند توبه‌اش را پذيرفت ، و سومى از رسول خدا ( ص ) روى برگرداند و خدا هم از او روى برگرداند . معاذ بن محمد ، از شعبه خدمتگزار ابن عباس ، و او از ابن عباس ، و او از عمر بن خطاب برايم نقل كرد : هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از حديبيه همراه آن حضرت راه مىرفتم ، از پيامبر ( ص ) سؤالى كردم ولى ايشان پاسخى ندادند ، دوباره و سه باره سؤال كردم باز هم پاسخى ندادند ، با خود گفتم اى عمر ، مادرت به عزايت بگريد ، سه مرتبه از رسول خدا سؤال كردى و پاسخى نگرفتى . گويد : شتر خود را حركت دادم و از همهء مردم پيشى گرفتم ، و مىترسيدم كه در مورد رفتار من در حديبيه و اينكه صلح را دوست نداشتم آيه‌اى نازل شود . همچنانكه غمگين و ناراحت پيشاپيش مردم حركت مىكردم ، ناگاه جارچى فرياد كشيد « عمر بن خطاب » ، و چنان وحشتى در دل من افتاد كه خدا مىداند ، و حركت كردم و به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدم و سلام دادم . رسول خدا ( ص ) با چهره‌اى خندان سلام مرا پاسخ دادند و فرمودند : سوره‌يى بر من نازل شد كه براى من بهتر است از هر چه كه خورشيد بر آن طلوع مىكند ، و ديدم كه چنين تلاوت مىفرمايد : إِنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً 48 : 1 [ 2 ] كه خداوند در اين سوره پيامبر را به مغفرت و آمرزش مژده داده است ، و اينكه نعمت و يارى خود را بر او تمام خواهد كرد ، و هم در مورد كسانى كه از
هامش
[ 1 ] سويق ، آرد آميخته به روغن و تف داده كه گاهى خرما هم به آن مىافزايند . - م . [ 2 ] سورهء 48 ، آيهء 1 .