تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
مىفرمود : در قبال هر مرد معادل دو ميش هم سن و سال و در قبال هر زن يك ميش . و مسلمانان هم در آن روز از گوشتهاى قربانى خوردند و به بينوايانى هم كه آمده بودند ، بخشيدند ، و پيامبر ( ص ) ، بيست شتر را همراه مردى از قبيلهء اسلم فرستادند تا كنار مروه بكشد و او چنان كرد و گوشت را تقسيم كرد . يعقوب بن محمد با اسناد خود از امّ عماره برايم نقل كرد كه گفت : من نگاه مىكردم و رسول خدا هنگامى كه از كشتن قربانى آسوده شد ، وارد خيمه‌اى شدند كه از چرم سرخرنگ برايش درست كرده بودند . سلمانى آنجا بود و سرش را تراشيد ، و همانطور كه نگاه مىكردم ، ديدم كه پيامبر ( ص ) سر خود را از خيمه بيرون آورد و فرمود : خداوند كسانى را كه سر مىتراشند رحمت فرمايد . گفتند : اى رسول خدا ، خداوند آنها را هم كه موى خود را كوتاه مىكنند بيامرزد . و آن حضرت سه مرتبه فرمود : كسانى را كه سر مىتراشند و بعد فرمود و آنهايى كه را كه كوتاه مىكنند . ابراهيم بن يزيد ، از ابى زبير ، از جابر برايم نقل كرد كه گفت : هنگامى كه پيامبر ( ص ) سرش را مىتراشيد ، نگاه كردم و ديدم كه موهاى خود را بالاى درخت سبزى كه نزديك بود تكان دادند . امّ عماره گويد : مردم شروع به برداشتن موها از بالاى درخت كردند و ميان خود تقسيم مىكردند . من هم خود را با زحمت رساندم و چند تار موى گرفتم . اين تارهاى موى تا هنگام مرگ امّ عماره پيش او بود ، و براى بيماران آب روى آن مىريختند و مىخوردند . گويد ، گروهى از مردم سر تراشيدند و گروهى ديگر تقصير كردند ( گرفتن ناخن و كوتاه كردن مقدارى مو ) . امّ سلمه همسر رسول خدا ( ص ) گويد : من در آن روز اطراف موهاى خود را كوتاه كردم . امّ عماره هم گويد : من با قيچى كه همراه خود داشتم ، قسمتى از موهايم را كوتاه كردم . خراش بن هنيد از قول پدرش برايم نقل كرد كه : خراش بن اميّه سر پيامبر را تراشيد . گويند : پيامبر ( ص ) ، پانزده شانزده روز در حديبيه اقامت فرمود ، و هم گفته‌اند بيست شب طول كشيد . چون رسول خدا ( ص ) ، از حديبيه مراجعه كرد ، نخست در مرّ الظهران و سپس در عسفان فرود آمد ، و آنجا زاد و توشهء مسلمانان اندك شد و مردم از گرسنگى به رسول خدا ( ص ) شكايت بردند و هنوز چند شترى همراه مردم باقى مانده بود . گفتند : اى رسول خدا ، اجازه بدهيد آنها را بكشيم و از گوشت و چربى آن استفاده كنيم ، و از پوستش كفش بسازيم . پيامبر ( ص ) به آنها اجازه داد ، ولى چون اين خبر به عمر رسيد ، پيش رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا ، اين كار را مكن . اگر چند حيوان باقى بماند ، براى خود مردم بهتر است ، شما خوراكيهاى مردم را بخواه ، و براى آنان دعا فرما . رسول خدا ( ص ) دستور فرمودند تا سفره‌ها را
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 468 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)