« محمد رسول الله » ننويس .
ابن ابى سبره با اسناد خود از قول واقد بن عمرو برايم نقل كرد كه گفته است : اسيد بن حضير و سعد بن عباده دست نويسنده را گفته و مىگفتند : چيزى جز « محمد رسول الله » ننويس ، در غير اين صورت شمشير ميان ما خواهد بود ! چرا بايد نسبت به دين خود اين باج را بدهيم ؟ و رسول خدا ( ص ) آنها را آرام مىفرمود و با دست به آنها اشاره مىكرد كه ساكت باشيد ! حويطب بن عبد العزّى از كار ايشان تعجب كرده و به مكرز بن حفص گفت : من قومى را با احتياط تر از ايشان در مورد دين نديدهام . پيامبر ( ص ) ، خطاب به نويسنده گفتند : بنويس « باسمك اللهم » . و در مورد سهيل بن عمرو كه از اقرار و نگارش كلمهء رحمن خوددارى كرد اين آيه نازل شد : قُلِ ادْعُوا الله أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى 17 : 110 [ 1 ] - بگو ، بخوانيد خداى را به اسم الله يا به نام رحمن ، به هر نام كه بخوانيد ، مر او راست نامهاى نيكو .
پيامبر ( ص ) گفت : من محمد پسر عبد الله هستم ، و دستور دادند بنويس ! و نويسنده چنين نوشت « باسمك اللهم ، اين پيمان صلحى است كه محمد بن عبد الله و سهيل بن عمرو بستهاند ، و صلح كردند كه جنگ تا ده سال متوقف باشد ، و در آن مدت مردم در امان باشند و مزاحم يك ديگر نباشند ، و نسبت به يك ديگر خيانت نكنند و سرقت و غارتى انجام ندهند ، و كارى به يك ديگر نداشته باشند ، هر كس دوست داشته باشد كه به آيين و پيمان محمد در آيد آزاد باشد ، و هر كس مايل باشد به آيين و پيمان قريش در آيد آزاد باشد ، هر كس از قريش كه بدون اجازهء ولى خود پيش محمد بيايد او را برگرداند ، و اگر كسى از اصحاب محمد به قريش پناهنده شود ، او را برنگردانند ، و محمد امسال را برگردد و سال آينده همراه ياران خود باز گردد ، و فقط سه روز اقامت كند ، و هيچ گونه اسلحهاى جز همان مقدار كه براى مسافر ضرورى است همراه نياورد ، و بايد كه شمشيرها در غلاف باشد » . اين عهدنامه مورد شهادت ابو بكر بن ابى قحافه ، عمر بن خطّاب ، عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقّاص ، عثمان بن عفّان ، ابو عبيدة بن جراح ، محمد بن مسلمه ، حويطب بن عبد العزّى ، و مكرز بن حفص بن اخيف ، قرار گرفته است . اسامى گواهان را بالاى عهدنامه نوشته بودند .
چون عهدنامه نوشته شد ، سهيل بن عمرو گفت : بايد پيش من باشد . و رسول خدا ( ص ) فرمود : نه ، پيش من باقى مىماند . و نسخهء ديگرى نوشتند كه پيامبر ( ص ) ، نسخه اول و سهيل بن عمرو نسخهء دوم را گرفتند ، و نسخه دوم در دست سهيل بود . در اين هنگام قبيلهء
هامش
[ 1 ] سورهء 17 ، بخشى از آيهء 110 .