تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
از ما جلوتر رفته بودند . ما به حضور ايشان رسيديم ، و در آن مورد سؤال كرديم . فرمود : چيزى از آن همراه شماست ؟ گفتيم : آرى ، و يك سردست گورخر را تقديم كرديم ، و ايشان همانطور كه محرم بودند از آن خوردند . گويد : به ابو قتاده گفتيم : چه چيز موجب شد كه از پيامبر ( ص ) عقب بمانيد ؟ گفت : مشغول پختن گوشتهاى گورخر شديم ، و چون پخته شد ، به حضور آن حضرت رسيديم . عبد الرحمن بن عبد العزيز ، با اسناد خود از ابن عباس برايم نقل كرد كه صعب بن جثّامه به او گفته است : در منطقهء ابواء گورخرى به رسول خدا ( ص ) هديه كردم ، ولى پيامبر ( ص ) آن را نپذيرفتند ، و چون متوجه ناراحتى من شدند ، و در چهرهء من آثار آن را ملاحظه كردند ، گفتند : علت اينكه اين هديه را رد كردم اين بود كه محرم بودم . گويد : در آن روز من از رسول خدا ( ص ) پرسيدم : گاهى در سپيده دم به دشمن حمله و غارت مىبريم ، و بعضى از نوجوانان و كودكان در حالى كه به زير شكم اسبها پناه برده‌اند به چنگ ما مىافتند ، حكم آن چيست ؟ فرمود : آنها هم همراه پدرانشان هستند . همو گويد : شنيدم پيامبر مىگفت : هيچ قرقگاهى نيست مگر براى خدا و رسول او . و گفته شده است كه گورخر زنده بود . عبد الرحمن بن حارث ، از قول پدر بزرگ خود ، و او از ابو رهم غفارى نقل مىكرد كه ، گفته است : چون پيامبر ( ص ) به ابواء فرود آمدند ، ايماء بن رحضه چند گوسالهء پروار و صد گوسپند ، و دو شتر كه شير حمل مىكردند ، به ايشان اهداء كرد ، و آنها را به وسيلهء پسر خود خفاف بن ايماء فرستاده بود . خفاف چون به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد ، به آن حضرت گفت : پدرم اين پرواريها و شير را به حضورتان تقديم داشته است . پيامبر ( ص ) از او پرسيدند : شما از چه وقتى به اينجا آمده‌ايد ؟ گفت به تازگى ، زيرا آب منطقهء خودمان خشك شد ، و ما دامها را براى چرا به اين منطقه آورديم . پيامبر ( ص ) پرسيدند : اين سرزمين چگونه است ؟ گفت : شترها سير مىشوند ، بزها و گوسپندها كه معلوم است . پيامبر ( ص ) ، هديه او را پذيرفتند ، و دستور دادند تا گوسپندها را ميان اصحاب تقسيم كنند ، و شير را هم در ظرف بزرگى ريختند كه همگى آشاميدند تا تمام شد ، و پيامبر ( ص ) براى آنها دعا و تقاضاى بركت فرمود . ابو جعفر غفارى ، از قول اسيد بن اسيد برايم نقل كرد كه ، مىگفت : در آن روز از طرف قبيلهء ودّان سه چيزى به رسول خدا ( ص ) اهداء شد : مقدارى خوراكى ، و چند گياه معطر ، و مقدارى خيار نوبر . پيامبر ( ص ) ، شروع به خوردن خيار و ريشه‌هاى معطر فرمود و بسيار خوشش آمد ، و دستور فرمود تا مقدارى هم براى ام سلمه ببرند . پيامبر ( ص ) اين هديه را