تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
او خريد و آنها را به ذى الجدر فرستاد . چون هنگام حركت فرا رسيد ، دستور فرمود تا شتران قربانى را به مدينه بياورند ، و سپس به ناجية بن جندب اسلمى دستور دادند تا آنها را پيشاپيش به ذو الحليفه ببرد ، و همو را مأمور مواظبت از آنها فرمود . ياران پيامبر ( ص ) ، همراه آن حضرت بيرون آمدند و هيچ كس ترديد در فتح و پيروزى نداشت ، و به خواب پيامبر ( ص ) اعتماد داشتند . به همين جهت هم سلاحى غير از شمشير كه آن هم در غلاف بود ، با خود حمل نكردند . گروهى از ياران ثروتمند پيامبر همچون ابو بكر ، و عبد الرحمن بن عوف ، و عثمان بن عفان ، و طلحة بن عبيد الله هم با خود شتران قربانى برداشتند و در ذى الحليفه توقف كردند . سعد بن عباده هم چند گاو و شتر براى قربانى با خود برداشت . عمر بن خطّاب به پيامبر ( ص ) عرض كرد : در حالى كه از ابو سفيان مىترسيم آيا صحيح است كه آلات و ابزار جنگى با خود برنداريم ؟ پيامبر ( ص ) فرمودند : مهم نيست ، و به هر حال من دوست نمىدارم كه در حال تشرف براى عمره ، با خود اسلحه حمل كنم . سعد بن عباده گفت : اگر اجازه فرماييد اسلحه همراه خود داشته باشيم كه اگر از طرف دشمن تهديد شديم ، آماده باشيم . فرمود : من اسلحه برنمىدارم ، چون خروج من به قصد عمره است . پيامبر ( ص ) ، ابن امّ مكتوم را در مدينه جانشين خود فرمود ، و روز دوشنبه اول ماه ذى قعده از مدينه بيرون آمدند . آن حضرت در خانهء خود غسل فرمود ، و دو جامه صحارى [ 1 ] پوشيدند و از در خانه بر قصواء ، ناقهء خود سوار شدند ، و مسلمانان هم بيرون آمدند . هنگام ظهر در ذى الحليفه نماز گزاردند ، و دستور فرمودند تا شترها و گاوهاى قربانى را آوردند و بر آنها جل انداختند ، و سپس شخصا شانهء برخى از آنها را خراش مختصرى دادند كه مشخص باشد ، در اين حال حيوانها رو به قبله ، و سمت راست كاروان بودند . و گفته‌اند كه آن حضرت فقط ماده شترى را در شانهء راستش علامتى گذاردند ، و سپس به ناجية بن جندب امر فرمودند تا بقيه را علامت گذارى كند و يكى يكى به گردن آنها قلاده ببندد . مجموع شتران قربانى آن حضرت هفتاد شتر بود ، از جمله شتر نر ابو جهل كه در بدر به غنيمت گرفته بودند ، و آن هم همراه گلهء رسول خدا ( ص ) در محل ذى الجدر بود . مسلمانان هم گاوها و شترهاى قربانى خود را علامت گذارى كردند ، و به گردن هر يك از آنها قلاده‌اى افكندند .
هامش
[ 1 ] صحار ، نام دهكده‌اى از يمن است . ( نهايه ، ج 2 ، ص 252 ) .