تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
در اين هنگام پيامبر ( ص ) ، بسر بن سفيان را فرا خواندند و او را براى كسب اطلاع روانه داشتند ، و به او فرمودند : به قريش خبر رسيده است كه من قصد عمره دارم ، تو اخبار آنها را به من برسان و اگر قصدى دارند خبر بده . بسر به راه افتاد و پيشاپيش رفت . آنگاه رسول خدا ( ص ) ، عبّاد بن بشر را فرا خواندند و او را همراه بيست سوار مسلمان به عنوان طليعه گسيل داشتند ، و همراه او هم از انصار بودند و هم از مهاجرين . از جمله مقداد بن عمرو ، ابو عيّاش زرقى ، حباب بن منذر ، عامر بن ربيعه ، سعيد بن زيد ، ابو قتاده ، و محمد بن مسلمه و چند نفر ديگر كه همگى اسب سوار بودند . و گفته شده است كه فرماندهء اين گروه سعد بن زيد اشهلى بوده است . آنگاه پيامبر وارد مسجد ذى الحليفه شدند و دو ركعت نماز گزاردند ، و از مسجد بيرون آمدند و بر مركب خود سوار شدند و همانجا بر در مسجد مركب خود را رو به قبله نگاه داشتند و محرم شدند و با چهار كلمه تلبيه گفتند : لبيك ، اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك ، انّ الحمد و النعمة لك و الملك ، لا شريك لك . بيشتر مسلمانان با احرام آن حضرت محرم شدند ، برخى هم در جحفه محرم شدند . پيامبر ( ص ) از راه بيداء [ 1 ] حركت كردند . تعداد مسلمانان هزار و ششصد نفر بود ، و گفته‌اند هزار و چهار صد نفر بوده ، و هم گفته‌اند هزار و پانصد و بيست و پنج نفر بوده‌اند . از قبيلهء اسلم صد نفر ، و به قولى هفتاد نفر ، همراه آن حضرت بودند ، چهار زن هم همراه ايشان بودند : امّ سلمه همسر پيامبر ( ص ) ، و امّ عماره ، و امّ منيع ، و امّ عامر اشهلى . پيامبر ( ص ) به هر يك از اعراب ميان مدينه و مكه كه مىرسيدند ، از آنها مىخواستند كه همراه ايشان حركت كنند ، و آنها بهانه مىآوردند كه كار دارند و اموال و زن فرزندانشان بدون سرپرستند . اين قبايل عبارت بودند از : بنى بكر ، مزينه و جهينه كه با يك ديگر مىگفتند ، آيا محمد مىخواهد به وسيلهء ما با قومى جنگ كند كه از لحاظ مركب و اسلحه كاملا آماده‌اند ؟ حتما محمد و اصحابش يك لقمه چرب و نرم خواهند بود ! و هرگز نه خودش و نه يارانش از اين سفر برنخواهند گشت ! زيرا نه عده‌اى دارند و نه ساز و برگى ، و به سوى قومى مىروند كه هنوز خاطرهء بدر و كشته‌شدگان را در سينه دارند . پيامبر ( ص ) ، سواران را پيشاپيش فرستادند ، و سپس ناجية بن جندب را با قربانيها روانه
هامش
[ 1 ] بيداء ، راهى است به سوى مكه و قبله كه چون از ذى الحليفه بيرون بيايند ، به سمت مغرب مىروند . ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 267 ) .